سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

401

تاريخ ايران ( فارسى )

باقيمانده بود . . . او از راه كانال لشكر فرستاد « 1 » » كتيبه در اينجا شكسته شده ولى از منابع ديگر ميفهميم كه بطلميوس بواسطهء حوادثى كه در مصر رويداد مجبور بمراجعت گرديد ، هرچند براى اتمام امور ، سپاهى عقب سر خود گذاشت ولى اينجنك و عمليات سپاه بيشتر بيغماگرى و تاراج شبيه است تا بيك فتح باقى و پايدار . جنگهاى دريائى او نيز فاتحانه و بسيارى از بنادر و سرزمينهاى واقعهء در سواحل را اشغال كرد ولى مثل جنگهاى سابق نتيجه ( قاطعيت ) نداشت . منظرهء دوم اين جنگ داخلى آنست كه سلكوس دوم كه از وضع و رفتارش چندان اطلاعى در دست نيست پس از آنكه ناوگان وى در فلسطين از طوفان منهدم گرديدند در اين حملهء بطلميوس او كاملا مغلوب شد . جنگ انسيرا در حدود 235 قبل از ميلاد در اينموقع بحرانى سلكوس برادر خود آنتيوخوس هيراكس « 2 » را بمدد طلبيد ، از شنيدن اين خبر و حركت لشكر از طرف شمال بطلميوس خاتمه به كار داده و عهد صلحى براى ده سال با سلكوس بست و حال آنكه آنتىگون يا به ظن غالب ملكه مادرش مايل بمدد كردن به سلكوس نبودند ، بلكه بواسطهء ادعائى كه به تمام مملكت داشته جنگ داخلى هولناكى آغاز شد ، در اول غلبه با سلكوس بود ولى وقتى كه مهرداد پادشاه پنت يا « پنطوس » بمدد آنتىگون برخاست و لشكر خود را با لشكر گالىها بميدان جنگ درآورد قوت سلكوس در برابر آنها ضعيف شده در انسيرا ولايت فريگيه در سال « 3 » 235 شكستى فاحش از اين لشكر مزدور خوفناك به سلكوس وارد آمد و بقرار مذكور بيست هزار تن از لشكر او تلف گرديدند و خبر مرگ خودش نيز شايع شد ولى به زودى معلوم شد كه به طرف كليكيه فرار كرده و از آنجا بجمع‌آورى باقيماندهء لشكر شكست‌خوردهء خود پرداخت . ولايت شمالى توروس « 4 » بطور قطع از سلكوس دويم منتزع گرديد و بواسطهء

--> ( 1 ) - رجوع شود به ( هولم ) جلد چهارم صفحهء 211 ( مؤلف ) . ( 2 ) - Antiochus Hierax . ( 3 ) - مراجعه شود به ( هولم ) جلد 4 صفحهء 442 حاشيه 1 ( مؤلف ) . ( 4 ) - Taurus .