سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

389

تاريخ ايران ( فارسى )

در غياب سلوكس فرمانده بود قشون مختصرى كه در بابل داشت بنقطهء دورى فرستاده كه از آسيب مصون ماند و خود او فقط مراقب حركات دمتريوس بود و مشار اليه چون مانعى در جلو خود نديد فقط بغارت بابل كه درواقع بر خلاف منافع پدرش بود اكتفا نمود و بدون اينكه يك اثر باقى از خود در آنجا بگذارد مراجعت نمود « 1 » . تشكيل دولت سلوكى از سال 311 تا سال 302 قبل از ميلاد بعد از مراجعت دمتريوس از بابل سلوكس با فتح و ظفرمندى از ماد به آنجا برگشت و چون يقين داشت كه انتىگون بواسطهء اشتغال بمهام ديگر نميتواند متعرض بابل شده و آسيبى بدانجا برساند لذا در صدد تسخير ممالك شرقى ايران و افزودن آنها بمتصرفات خويش برآمد . در سال 302 پيش از ميلاد بعد از نه سال جنگهاى فاتحانه حدود مملكت خود را از يكطرف تا رود سيحون و از طرف ديگر تا پنجاب امتداد داد ، در هندوستان با چاندارا گوپتا فاتح مشهور كه در تاريخ معروف به سانداراگوت و جد اعلاى اسوكاى مشهور است تلاقى نمود . در آغاز امر خود را مهيا نمود كه با او داخل جنگ شود ولى پس از اندكى تأمل بر او معلوم شد كه سود اين جنك با ضررى كه ممكن است از آن حاصل شود نميارزد لذا بنا را بر صلح گذارده تمام متصرفات يونانى را در هند تا جبال هندوكش به او واگذاشته و در عوض پانصد زنجير فيل جنگى و مبلغى هنگفت پول نقد بگرفت و پس از امضاء معاهدهء صلح دختر خود را نيز بپادشاه هند ازدواج نمود و اين معاهده از طرفين براستى رعايت شد . در ظرف اين اوقات سلوكس قلمرو وسيع خود را به هفتاد و دو حكومت تقسيم نمود و با اين ترتيب مانع شد از اينكه كسى از اتباع او بتواند سر بطغيان برآورد يا بيش از اندازه مقتدر گردد . او پس از اين پايتخت خود را از بابل بسلوكيه انتقال داد و آن شهرى بود كه خود او در ساحل دجله بنا نموده و چهل ميل تا بابل مسافت داشت . ظاهرا مقصودش از اين تغيير پايتخت اين بود كه يونانيت و زبان و آداب يونانى را كه در برابر روايات و اجتماعات بابلىها در آنجا رو بضعف بود در سلوكيه رواج داده تقويت نمايد .

--> ( 1 ) - Patrocles