سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

381

تاريخ ايران ( فارسى )

سيلكوس نيكاتور ( اقتباس از يك سكهء فيلتروس پرگاموم 281 - 263 قبل از ميلاد در موزهء بريتانيا ) فصل بيست و پنجم جدال و جنگ بين جانشينان در ميان آنهائيكه بعد از اسكندر وارث تاج و تخت وى شدند سلوكس بزرگترين پادشاهان زمان خود گرديد ، داراى افكار و خيالات فاتحانه بوده و وسعت قلمروش از تمامى آنان فزونى داشته است . ( آريان ) مسئلهء وراثت و جانشينى مرگ ناگهانى و بر خلاف انتظار اسكندر كبير و نبودن پسر بالغى از او چنان توليد اختلاف و نزاع و جنگ سر جانشينى و سلطنت نمود كه دنياى معلوم را تا دو نسل متشنج و گرفتار ساخت . ركسانه از اسكندر حامله بود و انتظار داشت وارثى براى اسكندر بزايد . از طرف ديگر استاتيرا دختر داريوش اخيرا به ازدواج اسكندر درآمده بود و پسر سه سالهء غيرمشروعى بنام هراكلس از برسين زن بيوهء مم‌نن داشت . از مدعيان تاج و تخت يكى برادر نامشروع او آريده - فيليپ ناقص العقل بود . المپياس مادر اسكندر هم مورد ملاحظه و به نظر اهميت و احترام ديده ميشد و همينطور خواهرش كلئوپاتر كه بيوه و ملكهء اپيروس بود ، سينان « 1 » دختر فيليپ و نيز دختر او اوريديس كه بعد بزنى آريده فيليپ درآمد از كسانى بودند كه در همين رديف بشمار ميآمدند . جنگ اول بر سر جانشينى تقريبا از هنگامى شروع شد كه جسد اسكندر هنوز

--> ( 1 ) - Cynane .