سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
374
تاريخ ايران ( فارسى )
نقصان فاحشى در آنها راه يافته است . مرگ رفيقش هفستيون در اكباتان نيز باعث صدمه و ملالخاطر او گرديده و تخفيف آن را جز اشتغال بامرى شايسته چاره نديد لذا بتدارك جنك با طائفه كوّسى كه در قلل جبال لرستان مسكن داشتند پرداخت ، با وجود سرما و جنك و گريز دشمن اين آخرين جنك هم مانند ساير جنگها قرين ظفر گرديد و برسم وحشيان براى راحتى روح هفستيون قربانى زيادى از كوسيان كرد . پس فاتح بزرك به طرف بابل حركت نموده و در بين راه بساختن ناوگانى در هيركانيا براى سياحت و تفحص و اكتشاف بحر خزر امر نمود . زيرا كه در آنزمان يقين 37 - تصوير شكار اسكندر ( نقش برجسته به روى جعبهء سنگى كه در صيدا بدست آمده و بتابوت اسكندر كبير شهرت دارد ) نداشتند كه بحر خزر محصور به خشكى است و از رود ولگا نيز اطلاعى نداشتند . سفرا از هرجانب مثل كارتاژ ، ليبيا ، اتيوپيا ، حبشه ، ايتاليا ، گل براى عرض اطاعت و تهنيت