سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
371
تاريخ ايران ( فارسى )
كنار رودخانه بدرون مملكت ميرفته است و چون محقق گرديد كه ادامهء راه از كنار دريا سبب اتلاف قشون خواهد بود اسكندر از همين راه بوادى حاصلخيزى كه پورا در آن واقع است رسيد و سپاهيان سختى كشيده و از پا درافتادهء او توانستند در آنجا راحت كنند . پورا « 1 » كه بلوچها آن را امروز پاهرا و ايرانيها فهرج ميخوانند در درهء حاصلخيز بلوچستان ايران واقع است . خرابههاى دو دژ خيلى كهنه در حوالى آن موجود است و از آثار چنين بدست ميآيد كه اين محل از قديم بوده است ، آريان ميگويد كه در مدت شصت روز از ارا « 2 » به پورا رسيدند و چون از روى نقشه اين مساحت ششصد ميل است بهرجهت مدت مسافرت با اين مسافت مطابقت مينمايد ، بعلاوه چون سپاهيان در رسيدن باولين ناحيهء حاصلخيز طبعا بتجديد قوا پرداخته لهذا از درّهء رودخانهء بمپور تجاوز ننموده و بطور اطمينان ميگوئيم كه وسط زمستان را در بلوچستان بسر بردهاند . اسكندر در آنجا مجددا با استانداران و فرمانداران ايرانى خود روابط حاصل نموده است . از پورا همهجا كنار رودخانه را گرفته پيش رفت تا به جائى كه آب آن به هاليلرود در هامون يا درياچهء معروف به جازموريان داخل ميگردد . من در سال 1894 هنگاميكه جاهاى پاى اسكندر را تعقيب ميكردم اين قسمت را كه او در سفر مهم خود پيموده كشف نمودم ، در وادى هاليلرود كه محتمل است رودبار حاليه باشد يك اردوگاه ثابتى تشكيل گرديد و در طرف بالاى اين وادى من در سال 1900 يك عطردان مرمرى مال يونان كه براى عطريات و روغن آلات براى تدهين استعمال ميشده است و چهارصد سال قبل از ميلاد تاريخ آن مىشود پيدا كردم و آن اكنون يكى از ذخائر گرانبهاى من مىباشد و ممكن است تعلق به اسكندر داشته باشد . در اردوگاه ثابت مزبور اسكندريهاى بنا نموده كه قاعدتا بايستى گولاشكرد حاليه باشد و در آنجا نئاركوس كه از طول سفر و مشقت راه با چهرهء واژگون و لباس مندرس بنزد اسكندر رسيد ، در اول وهله كه اسكندر وضع پريشان او را ديد همچو خيال
--> ( 1 ) - براى تعيين و تشخيص پورا رجوع شود به « ده هزار ميل » صفحهء 172 ( مؤلف ) ( 2 ) - Ora .