سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

350

تاريخ ايران ( فارسى )

تصرف اكباتان 330 پيش از ميلاد اسكندر اكنون صاحب بابل و شوش و استخر گرديده و فقط اكباتان پايتخت تابستانى باقيمانده است ، او بر طبق عادت خود بعجله و شتاب به طرف ماد روانه شد ، در بين راه شنيد كه داريوش مشغول تدارك جنگ سيم است ، اما وقتى كه نزديك اكباتان رسيد معلوم شد كه پادشاه ايران به طرف دروازهء كسپين ( دربند خزر ) گريخته كه قبلا خانواده و باروبنهء سنگين خود را به آنجا فرستاده بوده است ، پس در آنجا توقف كرده سپاهيان خود را دوباره منظم ساخت ، سواران تسالى و بعضى متحدين يونانى را كه ميخواست به وطن خود برگرداند با نعامات خود مشعوف و ممنون ساخت ، آريان مينويسد كه بسيارى از آنها در عوض مراجعت به وطن مايل شدند كه تا هرجا شده با اسكندر همراه باشند ، قشونش اينوقت تماما از نظاميانى تشكيل يافته بود كه شغل نظام را وسيلهء زندگانى خود قرار داده و غير از قائد خود ديگرى را نمىشناختند . او خزانهء خطير خود را كه بقول ديودور يكصد و هشتاد هزار تالان يا چهل ميليون طلاى خالص بود در اكباتان گذارد و شش هزار قشون مقدونى را مستحفظ آنجا قرار داد و بدين ترتيب محل مزبور يك مركز قشونى بسيار مهم ايالاتى كه تازه مفتوح ساخته بود گرديد كه حقيقتا هم اين انتخاب از نظر موقع مركزى و مسافت بالنسبه عادلهء آن از بابل ، شوش و استخر خوب انتخابى بوده است . پارمينو را با دستهء خودش به سمت شمال از ناحيهء سخت كادوسيا روانه نمود و دستور داد كه در هيركانيا به او ملحق شود و او هم اين عمل را كه لزوم آن معلوم نيست به خوبى انجام داد . تعاقب داريوش و مرگ او 330 قبل از ميلاد اين ترتيبات وقتى كه باتمام رسيد اسكندر با قشونى زبده و نيرومند به تعاقب داريوش بيچاره شتافت و اميد داشت كه او را در راگا « 1 » يعنى سرزمين رى كه خرابه‌هاى آن در چند ميلى جنوب طهران واقع است بدست بياورد . او مدت پنج روز در رى قشونش را راحتى داد و بعد در امتداد راهى كه امروز راه پست طهران و مشهد است به سمت مشرق رهسپار شد ، اين راه تماما از دامنه‌هاى جنوبى سراشيب يك زنجيره كوهى ميگذرد كه در آنزمان به تاروس « 2 » معروف

--> ( 1 ) - از اكباتان ( همدان فعلى ) تاراگا يعنى رى دويست ميل است « مؤلف » . ( 2 ) - Taurus .