سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

337

تاريخ ايران ( فارسى )

جنگى خارج بودند به زودى اين نگرانى او مرتفع گرديد . بطوريكه آريان نقل كرده است او نخست مردانش را آرام داده سپس فرمان داد كه آهسته به طرف ساحل رودخانه كه سپاه ايران در آنجا با كمال خونسردى منتظر حمله بود پيش بروند ، نظير كوناكسا قشون پارس نتوانست در مقابل حملهء يونان پايدارى كند و مثل گوسفند رو بهزيمت نهاد ، ولى مزدوران يونانى استقامت ورزيده و محكم ايستادند . چون صفوف فالانژ بواسطهء عبور از رودخانه بهم خورد جنك مغلوبه شده و جدالى سخت درگرفت . عاملى كه جنك را خاتمه داد همانا وحشت و خوفى بود كه بر داريوش غالب شد ، به اين معنى وقتى كه طغيان و شدت نايرهء جنك به طرف او زورآور گرديد يك دفعه دست‌پاچه شده و رو بفرار نهاد و حتى براى سبك كردن ارابهء خود سپرش را بدور انداخت . در خاتم‌كارى منظرهء جنگ ، اسكندر ، شكل سر برهنهء طرف چپ بطوريكه نشان داده شده به داريوش حمله ميبرد و در اين بين نيزه‌اش بيكنفر ايرانى اصابت كرده است . در مقابل ، صورت پادشاه هخامنشى كه به نظر ميرسد آثار وحشت و خوف از وى نمايان - است و ارابه‌چى اسبهاى ارابه را دارد با شلاق مىزند . در وسط خاتم‌كارى مزبور ديده مىشود كه يكنفر پارسى از اسب پياده شده و اسبش را به داريوش تقديم مىكند . نقل ميكنند كه اين پادشاه جبون امر داد ماديانها را كه كره‌هاى آنها در عقب جا گذارده شده بودند در طول جاده با كمال سرعت برانند و در آخر براى آنكه جان خود را محفوظ دارد ارابه را گذاشت و سوار بر اسب گرديد . در اين بين قشون فاتح جناح راست مقدونيه بكمك پارمينو به طرف چپ شتافت . در اينجا مزدوران شجاع يونانى مانند جنك گرانيك كه همقطاران پارسى ، آنها را تنها گذاشتند شرافتمندانه جنگيدند ، ولى بىفائده ، مگر اينكه كمك كرده جان شاهنشاه نالايق را از خطر محفوظ داشتند . چه اسكندر او را تعاقب نكرد مگر وقتى كه ديد جنك را برده و فتح نصيب وى شده است . تلفات قشون ايران در جنگ و آنهائيكه در حال وحشت و سراسيمگى به اطراف و تپه‌ها پراكنده شدند مينويسند كه بالغ بر صد هزار تن بوده است .