سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
316
تاريخ ايران ( فارسى )
اين مسئلهء اساسى را هم كه « به زر ميتوان لشكر آراستن » از نظر دور نداشت . چنان كه از استخراج معادن طلا و نقرهء مقدونيه دولت فراوانى كه پيشرفت خيالات بلند او بر آن مبنى بود تهيه نمود . بعضى از دول يونان مخصوصا تب و آتن با قدرت فيليپ مخالف بودند و محرك ضديت آتنيان بيشتر فصاحت و بلاغت ديموستن بود و خطابههاى معروف آن خطيب بزرگ كه بر ضد فيليپ انشاد كرده موسوم به فيليپيك مىباشد هنوز در مدارس اروپا موضوع درس و بحث است و معلوم ميسازد كه آن گويندهء بليغ با كمال علو مقامى كه در بيان و سخنسرائى داشت از اوضاع روزگار و تناسب دول بى خبر بود و ندانست آتنيان تربيتشدهء راحتطلب با وجود اتحاد با دولت جنگى تب باز حريف فيليپ كه مردى سربازمنش و اهل زحمت و تعب است نميشوند و از عهدهء او برنميآيند ، در جنگ هائى كه اين سردار بزرگ به آن اقدام نمود چنان فتح و فيروزى حاصل كرد كه اسباب تعجب است . با قبايل ايليريه محاربه كرد و آنها را قتلعام نمود . با آمفى پوليس « 1 » جنگ كرد و آن را مسخر ساخت ، با تسالى كارزار كرده و آن را متصرف شد ، با فوسيان طرف شد و آنها را مغلوب ساخته است ، پس از آن ولايت تراس را تا پروپونتيس « 2 » يعنى درياى مرمره را مسخر كرد ، اگرچه نتوانست پرينتوس « 3 » را متصرف شود و آن شهرى بود بسيار مستحكم و در مغرب بيزانس واقع بود . خلاصه تمام يونان بر ضد او قيام كردند بعلاوه شاهنشاه ايران طرفيت داشت و چون فيليپ مشاهده كرد كه نيت او در مسلط شدن بر داردانل انجام نميگيرد متوجه تسخير يونان گرديد . جنگ خرونه 338 قبل از ميلاد دولتين تب و آتن باهم متحد شده در خرونه « 4 » با فيليپ روبرو شدند و روز حساب براى ايشان رسيد و اين اولين دفعهاى بود كه يك قشون جنگى ملى با لشكر طرز قديم ( چريك ) و مزدور مقابل ميشد ، جنگ خيلى سخت بود اما فيليپ كاملا فاتح گرديد و اسباب فتح و ظفر را هم عاقبت اسكندر جوان فراهم كرد كه سواران سنگين اسلحه را بمهاجمه به طرف ميمنهء دشمن كه لشكريان تب در آنجا بودند واداشت ، تلفات متحدين كمرشكن بود چه
--> ( 1 ) - Amphipolis . ( 2 ) - Propontis . ( 3 ) - Perinthus . ( 4 ) - Chaeronea .