سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

291

تاريخ ايران ( فارسى )

خود را كنار ميگذاشتند و براى مقابلهء با ايران متفق ميشدند از بين رفته ترتيب ديگرى مشاهده مىشود كه اسپارت و بعدها آتن و تب با ايران متحد ميشوند كه با رقيبان داخلى مجادله كنند . تيسافرن نقش خود را با كمال لياقت و زبردستى بازى كرد به اين معنى كه در معاونت بمتحد خود باندازه‌اى كوشش نميكرد كه حقيقتا يكى از طرفين غلبهء كلى بر ديگرى يافته موازنهء قوا به هم بخورد . به اين واسطه نفوذ ايران را بسيار بسط داده و آن را بدون مخارج و زحمت زياد در آسياى صغير محكم نمود . اما ضعف قوهء حربيهء پارس نيز از اين زمان شروع مىشود يعنى راحت‌طلبى پادشاه و آسايش و خوشگزرانى طولانى پارسيها را از قوت و قدرت انداخت بطوريكه غالبا از يونانيان بطور مزدور داخل قشون خود ميكردند و فرماندهان يونانى را در خشكى و دريا دخالت كلى در كار ميدادند و همين فقره براى ايرانيان نتايج وخيم بخشيد . داستان ترىتخم فساد دربار پارس و انحراف آن از رويهء مرضيهء كوروش و داريوش اول در زمان سلطنت داريوش دوم كه پادشاه بيقابليتى بود بواسطهء داستان ترىتخم « 1 » به خوبى ظاهر مىشود . اين شخص داماد شاهنشاه بود ولى عاشق ناخواهرى خود كه ركسانه نام داشت شده در صدد توطئه و دسيسه بر ضد پدرزن خود برآمد تا از دست زوجهء خويش آزاد شود . همدستان او براى اينكه او را از انجام امر مطمئن كنند همه قسم خوردند كه آمستريس را در كيسه كرده شمشيرهاى خود را در كيسه فروبرند . اما اين دسيسه پيشرفت نكرد و ترىتخم بقتل رسيد و پريزات يا پروشات بهانه براى اجراى بيرحمى و قساوت قلب خود پيدا كرده اول ركسانه را قطعه قطعه نمود ، آنگاه تمام منسوبان ترىتخم را كه از جمله مادر و خواهر او بودند زنده بگور كرد . اين بود وضع دربار پارس در دورهء يك پادشاه فاسد .

--> ( 1 ) - Terituchmes .