سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
287
تاريخ ايران ( فارسى )
فروند ناو فينيقى شدند كه مشغول پياده كردن قشون بودند و مانند دفعات پيش يونانيها كشتىهاى جنگى دشمن را شكست داده يكصد فروند از آنها را گرفتار كردند و مابقى را غرق نمودند و در خشكى هم بر سپاهيان طرف مقابل غالب آمدند . آتنيان اين پيشرفت بزرگ را مغتنم دانستند ، براى اينكه با شاهنشاه صلح كنند پس كالياس « 1 » كه از رجال سياسى مهم بود بشوش رفت و قراردادى بسته شد كه بموجب آن اردشير اول استقلال تمام يونانيهائى كه جزو اتحاد دلوس بودند تصديق نمود و قبول كرد كه كشتيهاى جنگى در درياهاى يونان سير ندهد و فقط كشتى بازرگانى حركت كند ، از آنطرف يونانىها هم در نوبهء خود صرفنظر كردند از اينكه بقيهء يونانيها را از تحت اطاعت ايران درآورند . آنچه بر ايشان خيلى ناگوار بود اين بود كه دعاوى خود را بر جزيرهء قبرس نيز اسقاط نمودند « 2 » . در انعقاد اين قرارداد صلح ، يونانيها حزم و احتياط بخرج دادند ، چه براى حفظ اقتدار آتن مجبور بودند از سكنهء آتيك همواره لشكر بگيرند و جمعيت آن ناحيه در شرف انهدام بود . از اين گذشته جزيرهء قبرس از آتيك دور و به فينيقيه نزديك بود و كشمكش براى آن جزيره مناسبت نداشت . بواسطه مصالحه آتن از خطر تعرض ايران محفوظ شد تا وقتى كه قوهء تعرض آن دولت محو و اين خطر به كلى مرتفع گرديد . مقايسهء ايران و يونان با اسپانيا و انگلستان اگر نظرى بادوار و ازمنه افكنده بجاى ايران اسپانيا را كه از بعضى جهات طبيعى با آن مشابهت دارد بگذاريم و انگلستان را بجاى يونان قرار دهيم مىبينيم دولت مقتدرى كه شامل ممالك عديدهء پرنعمت اروپا بود و ثروت دنياى جديد را نيز به خود جلب مينمود بر كشورى كه نسبتا به همان حقارت يونان بود ، هرچند جمعيت زيادتر داشت حمله
--> ( 1 ) - Callias . ( 2 ) - هلم ( 2 - ص 176 ) انعقاد چنين پيمان صلحى را انكار نموده است و دلائل چندى هم براى آن اقامه مىكند و ممكن است بگوئيم عهد صلحى كه رسميت داشته باشد بسته نشده است مگر اينكه حكمى را كه متضمن اين مواد بود شاه مهر كرده و بدان وسيله آبروى خود را حفظ نموده است ( مؤلف ) .