سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

285

تاريخ ايران ( فارسى )

شدند از روى قاعده بمحاصرهء قلعه بپردازند . در سال بعد يعنى سال 456 قبل از ميلاد لشكرى ايرانى بعدهء سيصد هزار تن بپشتيبانى سيصد فروند ناو فينيقى تحت رياست و فرمان مگابيز « 1 » كه سردار قابلى بود بميدان آمدند ، متحدين از محاصرهء دژ سفيد دست برداشته بمقابلهء دشمن پرداختند ، ليكن مصريان چنان كه اكثر اوقات در ميدان جنگ مغلوب شده‌اند در اين موقع نيز شكست خوردند و مدعى سلطنت يعنى ايناروس مجروح و گرفتار شد . دستجات يونانى عقب نشسته بجزيرهء پروسوپيس « 2 » كه نزديك بود پناهنده شدند و مدت يكسال و نيم كه ابتداى آن از اول 455 قبل از ميلاد بود در برابر حملات پارسيها پايدارى نمودند . در اين احوال لشكريان ايرانى مشغول برگردانيدن آب يكى از شعبه‌هاى نيل شدند . يك روز يونانيان ناوهاى خود را در خشكى ديده و از ناچارى آنها را آتش زدند و در موقع حملهء ايرانيها بيشترشان بقتل رسيدند . مابقى كه نزديك بششهزار تن بودند با شرائط آبرومندى تسليم شدند و براى اينكه قرارداد بتصديق شاهنشاه برسد آن جماعت را بشوش بردند . در اين ميانه پنجاه فروند كشتى و ناو يونانى بيموقع بكمك متحدين خود آمده در يكى از دهانه‌هاى نيل وارد و گرفتار فينيقيان شدند و بتلافى شكست‌هاى سابق نصف آن كشتىها را غرق كردند . مغلوبيت يونانيها شورش مصر را خاتمه داد ، ليكن جماعتى از ميهن‌پرستان مصر بباتلاقها پناه برده در زدوخورد ولى نامنظم باقى ماندند و يكى از بازماندگان خانوادهء آمازيس را كه آميرته نام داشت بسلطنت برداشتند . خلاصه چون از نظر نظامى به اين جنگ بنگريم معلوم مىشود كه جمعيت‌هاى عظيم يونانى هم بالضروره در مقابل ايرانيها فاتح و غالب نبوده‌اند ، اگر اردشير اول مردى باعزم بود باز مستعمرات آسيائى يونان در تحت تبعيت ايران ميرفت و استقلال يونان مسلما متزلزل ميگرديد . صلح كالياس سال 449 قبل از ميلاد تقريبا بعد از ضربت شديدى كه در مصر بقدرت آتن وارد آمد پارسيها قصد تجديد تسخير قبرس نمودند . آتنيان نيز در صدد مخالفت

--> ( 1 ) - Megabyzus . ( 2 ) - Prosopis .