سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

276

تاريخ ايران ( فارسى )

ايرانى و پنجاه هزار تن يونانى داشت و در برابر او بيش از صد هزار تن يونانى نبود « 1 » و آنها هم لااقل بسه دسته منقسم شده و به يكديگر نميتوانستند مدد نمايند پس بشوق تمام سواران را بحمله نسبت باسپارتيان واداشت و سپاهيان جاويد را هم دنبال ايشان انداخت . اسپارتيان كه ساعت را نحس ميدانستند تيرباران دشمن را تحمل كرده دست درنياوردند تا موقعى كه معلوم شد نحوست گذشته است آنگاه با دشمن دست به گريبان شدند . پارسىها شجاعت فوق العاده ظاهر نمودند اما حربه و اسلحه‌شان كافى نبود و تمام مساعى كه به كار بردند بيفائده ماند و عاقبت مردونيهء رشيد هم كه بر سپاه جاويد فرماندهى ميكرد كشته شد و هزاران از سپاهيان مزبور نيز در اطراف جنازهء او بقتل رسيدند . كشته شدن سردار كه غالبا در محاربات آسيائى اسباب پريشانى لشكر مىشود در اين موقع نيز همين اثر را بخشيد و قشون پارس با اغتشاش تمام باردوى خود متحصن شده ضمنا آتنيان كه بمدد اسپارتيان ميآمدند گرفتار لشكريان يونانى مردونيه شدند ليكن اين جماعت باستثناى بيوتىها در امر محاربه اهتمامى ظاهر ننمودند و چون آنها عقب كشيدند آتنيها براى يورش باردوى ايرانى پيش رفتند بواسطهء اينكه آنها مهندسين يونان محسوب ميشدند و اسپارتىها منتظر ورود ايشان بودند . كشتارى كه در اردوى ايران واقع شد فوق العاده بوده آسيائىهاى دل‌باخته چندان مقاومتى نكردند و از قراريكه هرودوت نقل كرده فقط سه هزار نفر از ايشان جان بدر بردند ، ليكن تصديق ميكنيد كه يكدستهء چهل هزار نفرى بسردارى ارته‌باز كه مخالف نظريات مردونيه بود و عقيده داشت كه بايد صبر كرد و با تأنى پيش رفت با نظم و ترتيب كامل عقب‌نشينى كردند و با يونانيها بهيچوجه طرف نشدند ، از اين گذشته گمان نميرود كه پيادگان يونانى توانسته باشند قوهء مهم سوارهء پارسى را گرفتار كنند . خلاصه شجاعت اسپارتيها فيروزى يونان را قطعى و كامل ساخت . لشكريان يونانى در ميدان وسيع و اوضاع غيرمساعد گرفتار شده و فقط دو دسته از سه دسته حاضر بودند ، آنها هم به يكديگر نميتوانستند قوه برسانند . معهذا با وجود كثرت عدد طرف

--> ( 1 ) - بايد در نظر داشت كه در تعداد قشون از دو طرف مبالغه شده است ( مؤلف ) .