سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
245
تاريخ ايران ( فارسى )
آلات و ادوات مفرغى خينمان چند سال قبل هنگامى كه در كرمان اقامت داشتم يكى از دوستان ايرانى من به من اطلاع داد كه در ضمن حفر زمين يك عده آلات و حربههاى مفرغى يافته و مرا بديدن آنها دعوت « 1 » نمود . اين اكتشاف در ناحيهاى واقع شده كه موسوم به خينمان و در مغرب كرمان قرار دارد و هيچوقت در آنجا كاوش نشده بود . اشياء مكشوفه عبارت بود از دو سر تبر برنجى و ظروف و سنجاقها و سرنيزهها و دو آلت ديگر كه مصرف آن هنوز مجهول است . نيز كوزههاى بزرگ داراى غبار زردرنگى يافته و قبل از رسيدن من دور ريخته ولى دو كوزهء كوچك را نگاه داشته بودند . آنچه بيشتر طرف توجه ميشد آن دو سر تبر بود كه يقينا اسباب زينت و تشريفات بوده و براى جنگ ساخته نشده بود . ظروف عبارت بود از يك چراغ كوچك و يك ظرف كوچكى شبيه به آنچه ايرانيها هنوز براى شراب به كار مىبرند . كانون گرينول « 2 » رسالهاى « 3 » در خصوص اين اشياء مكشوفه نگاشته و من آن را در سال 1906 در محضر مجمع موسوم به « مجمع آسيائى لندن » قرائت نمودم و اشياء را بموزهء انگليس تقديم كردم . سرهركولريد « 4 » و علماى ديگر كه در آن آثار عتيقه بصيرت دارند آنها را ملاحظه نمودند و هيچكدام نتوانستند بدرستى تشخيص دهند كه اين اشياء متعلق به چه عهدى بوده و يك علت آن اين بود كه اولين اشيائى از اين قبيل بوده است كه در فلات ايران مكشوف شده و نظير و شبيهى نداشته كه با آن مقابله بتوان كرد . بعدها تبر مفرغ ديگرى كه آن هم براى تجمل و تشريفات و از آثار باخترى و داراى نقوش غريب بود بموزهء انگليس آوردند ، روى آن تصوير خرس و ببر و بز كوهى منقوش بود و سرهركولريد احتمال كلى دارد كه نمونهاى از مصنوعات باخترى ايام اسكندر كبير بوده باشد بنابراين
--> ( 1 ) - كتاب « ده هزار ميل » صفحه 441 « مؤلف » . ( 2 ) - Canon Green Well ( 3 ) - رجوع شود به « Notes on a collection » از انتشارات مؤسسهء رويال انتروپ و نيز مقالهء سرهركولريد را در مجلهء « Archaeologia » شمارهء 58 ، صفحهء 1 ملاحظه كنيد « مؤلف » . ( 4 ) - « Man » سال 14 ، شمارهء 2 فوريه 1914 « مؤلف » . - Sir Hercules Read