سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

242

تاريخ ايران ( فارسى )

است . در فضاى داخلى كه مساحتش 60 پا در 9 پا مىشود نه گور ( نه براى جنازه ) درست شده است . اين دخمه‌هاى عميق با سنگهاى چندى كه از كوه بريده‌اند پوشيده شده است . اين گورها قاعدتا بايد مال خانواده و كسان داريوش باشد . آثار نامبرده هنوز باقى و به حال خرابى و ويرانى است « 1 » . زير مقبره‌ها نقوش حجارىهاى ساسانى است كه در جاى خود شرح آن را خواهيم داد . در مقابل آنها بنائى است كه يقينا تقليدى از مقبرهء ليسى مىباشد . بالاخره چند خرابهء ديگر هم هست كه بىشبهه آتشكده بوده و پهلوى يكديگر واقع شده‌اند و از خود سنگ كوه آنها را تراشيده بودند و محتمل است كه اقدم آثارى بوده باشد كه از آن كيش باستانى مانده است . در سفر اول خودم با آنكه شرحى كه لردكرزن در كتاب معتبر خود از اين خرابه‌ها داده بدقت خوانده بودم معهذا از آنها سر درنمىآوردم تا اينكه چند سال بعد توانستم دو سه روز در آن نقطه توقف كنم و در آن موقع برخوردم باينكه سياحت آن آثار عتيقه يكى از توفيقات بزرگ عمر من است . كاشىكارى مينائى و غيره اينك به ذكر كاشيهاى زيبائى كه ديولافوا در قصر ارتاكزركسس منمن يعنى اردشير دوم در شوش از زير خاك درآورده است ميپردازيم . اهم كشفيات ديولافوا عبارتست از دو حاشيهء بسيار قشنگ يكى موسوم بحاشيهء تيراندازان كه زيباترين نمونه‌ايست از كاشىكارى ملون مينائى و آن پنج پا ارتفاع دارد و تصوير يك سلسله سپاهيان تقريبا باندازهء طبيعى انسان بطور برجسته بر روى آن منقوش است . بشرهء مردها مختلف و از سفيد تا سياه همهء مراتب را دارا ميباشند . نيزه‌هاى آنها كه منتهى به دگمه‌هاى طلا مىشود دلالت دارد بر اينكه از طبقهء سپاهيان جاويد ميباشند و اين جماعت در نظر دنياى متمدن آن روز مظهر جلال و

--> ( 1 ) - و اين اشاره بوضعيت سابق آنهاست ولى اخيرا در سلطنت اعليحضرت شاه سابق براى حفاظت آثار و ابنيهء باستان كشور ادارهء مخصوصى در مركز و نيز ولايات بويژه در شيراز و اصفهان تحت نظر فرهنگ تاسيس شده در حفاظت و نگهدارى آثار مزبور از طرف مأمورين رسمى مراقبت كامل به عمل ميآيد « مترجم » .