سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

236

تاريخ ايران ( فارسى )

عربى كه بر ديوار منقوش است چيزى ندارد ، آرين نقل مىكند كه روى مقبره اين عبارت نوشته شده‌اى مرد منم كوروش پسر كمبوجيه كه سلطنت ايران را تأسيس كرده‌ام و پادشاه آسيا بوده‌ام پس از جهت اين بنابر من بخل مكن » « 1 » ، من شخصا سه مرتبه به زيارت اين مقبره رفته‌ام و در آنجا موفق شده مختصر تعميرى « 2 » هم نموده‌ام و ضمنا در هرموقع به اين نكته متذكر شده‌ام كه ديدن مقبرهء اصلى كوروش پادشاه بزرگ و شاهنشاه عالم مزيت كوچكى نيست و من چقدر خوشبخت بودم كه بچنين افتخارى نائل شده‌ام و درواقع شك دارم كه آيا براى ما طائفهء آريانى هيچ بناى ديگرى هست كه زياده از مقبرهء مؤسس دولت پارس و ايران كه تقريبا دو هزار و چهارصد و چهل سال قبل از اين در آنجا مدفون شده اهميت تاريخى داشته باشد . پرسپليس پاسارگاد در قسمت فوقانى درهء پلوار واقع است و رشته‌كوه مرتفعى آن را از پايتخت بعدى جدا مىكند كه در تنگناى قشنگى از آن ، رود مزبور با سرعت جريان دارد . اين تنگنا باز و بسته مىشود و در تمام فاصله بين دو پايتخت كه چهل ميل است كمربندى از كوهستان به نظر ميرسد . شهر پرسپليس در جلگهء مرودشت واقع و آن جلگه هميشه حاصلخيز بوده و چون شاهنشاه ايران غالبا در فصل بهار آنجا بسر ميبرد محل آن به خوبى انتخاب شده بود . در اين محل خرابه‌هاى متعدد هست كه بايد شرح بدهيم از جمله حجاريهاى معروف سلسلهء ساسانيان است ولى آن را در فصل ديگر بيان خواهيم نمود . از خرابه‌هاى متعلق به پرسپليس يكى سطحه‌اى وسيع موسوم بتخت جمشيد است كه هيچيك از آثار و يادگارهاى ادوار قديم شبيه و نظير آن نمىباشد و راجع به اين آثار است كه خيام ميفرمايد : آن قصر كه جمشيد در او جام گرفت * آهو بچه كرد و شير آرام گرفت

--> ( 1 ) - رجوع شود به « ده هزار ميل » صفحه 328 « مؤلف » . ( 2 ) - بر بام مقبره از تخمى كه تصادفا در آنجا افتاده و درخت كوچكى روئيده بود كه ريشه‌هاى آن بتخته سنگ‌هاى بزرگ فشار آورده ، درزها و شكافهائى پيدا شده كه رطوبت ( از باران و شبنم ) داخل آنها ميشده است . من آن ريشه‌ها را دادم از بيخ كندند و بعد تمام درزها و شكافها را دادم از سيمان پر كردند . « مؤلف »