سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
220
تاريخ ايران ( فارسى )
اوقيانوس هند شد و سواحل عربستان و مكران را تحقيقات و بازديد نمود . فتوحات مزبوره يك ساتراپى يعنى ايالتنشينى بر كشورهاى ايران اضافه كرد و مقدار گزافى طلا به اين كشور ورود داد ، اين لشكركشى به هند تا اين درجه مهم بوده است كه آن يكى از دو مبدأ تاريخ در آن كشور گرديد : موعظهء بودا و لشكركشى داريوش ، ولى بايد اقرار كرد كه در خصوص اين لشكركشى و اين جنگ معلومات زيادى در دست نيست حتى اينكه بعضى اوقات صحت وقوع مسافرت مهم سيلاكس محل تشكيك شده « 1 » اما امروز كه ما ميدانيم آن دولتهاى بزرگ قديم چه ترتيب و انتظامى داشتهاند ميتوانيم باور كنيم كه وقايع مهمهء آن داستان صحت دارد . اگرچه اين امر كه سيلاكس دويست سال قبل از اسكندر در رود سند و بحر هند كشتىرانى نموده تا يك اندازه افتخار اسكندر را در امرى كه نظير آن است كم مىكند . خلاصه اينك سرگذشت دولت پارس را از زمان فتح مصر بازنموديم كه آخرين دولت بزرگى بود كه مقهور پارسيان شد و متعقب بدورهء انقلاب بزرگى گرديد كه نتيجهء سفاهت كمبوجيه و خدعهء با موفقيت گوماتاى مجوس بود و بعد از آن ظاهر ساختيم كه داريوش دولت ايران را بر مبناى محكمترى از آنچه سابق داشت استقرار داد و اساس حكومتها و ولاياترا بر شالودهاى ريخت كه اگر از هرحيث ممتاز نبوده باز نسبت به ترتيب متقدم امتياز كلى داشته است و مسلم داريم كه اگر اين پادشاه كه مستحق لقب كبير است ظهور نمىنمود آن دولت عظيم مثل دولت ماد بسرعت منحل ميگرديد . بالاخره از اعمال داريوش الحاق پنجاب و سند در مشرق و طراس و مقدونيه در مغرب بود و اين فتوحات را ظاهرا بدون اشكال زياد انجام داد و بنابرين مىبينيم دولتى مشتمل بر تمام دنياى معلوم آنزمان و مقدارى از اراضى كه تا آن هنگام مجهول بوده كه آن از ريگزار سوزان افريقا تا نواحى سردسير چين امتداد داشته است تمامى اين كشور وسيع و پهناور تحت اطاعت و انقياد پادشاه بوده و جا دارد كه بگوئيم اين موقع
--> ( 1 ) - هرودوت ، 4 ، 44 . سيلاكس در باب تحقيقات خود كتابى نوشته كه آن در زمان اسكندر موجود بوده است « مؤلف » .