سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

212

تاريخ ايران ( فارسى )

و لياقت بودند طريقى كه داريوش اختيار نموده بود حسن نتيجه بخشيده معلوم شد نظر آن پادشاه صائب بوده است كه بزرگترين خطر كشور طغيان و سركشيهاست كه حكمرانان در ولايات دوردست مينمودند . در اوقات مختلف سلطنت داريوش عدهء ايالت‌نشينها مختلف و از بيست الى بيست و هشت بوده است . پارس كه منطقهء سلطنتى محسوب ميشد جزء آن ايالت‌نشينها بشمار نميرفت و اهالى آن ولايت مالياتى هم نميدادند ، فقط هروقت پادشاه از آنجا عبور مينمود پيشكشى تقديم ميكردند . بنابراين استانداران را ميتوان به دو قسمت منقسم نمود : يكى آنها كه در فلات ايران و جانب مشرق بودند و ديگرى آنها كه سمت غربى پارس واقع ميشدند . عمدهء ايالات فلات ايران بشرح زير بود : ماد و بعد از آن هيركانيا يا گرگان ، پارت يا خراسان ، زرنك يا سيستان ، آريه ، خورزميا ( خيوه ) ، باكتريا ، سغديانا ( بخارا و سمرقند ) ، گندار ( افغانستان غربى ) و ولايت طائفهء سكا ، ساتاژيديا ، اراخوسيا و ولايت ماكا كه يحتمل مكران حاليه از آن مأخوذ شده باشد . اما ولايات جانب غربى عبارت بود از اوواژا « 1 » يا ايلام ( سوزيانا ) ، پس از آن بابل و كلده و آشورا ( آسور قديم ) و عربستان كه شامل قسمت عمدهء سوريه و فلسطين نيز بود و مصر ( مشتمل بر فينيقيه و قبرس و جزائر يونان ) و يونا ( يا ) لونيا ( مشتمل بر ليكيه و كاريه و يونانىنشينهاى سواحل ) ، اسپاردا ( ليديه و اراضى غربى رود هاليس ) و ارمنستان و كاپا دوكيه « 2 » . مالياتيكه از اين ولايات اخذ ميشد بعضى نقدى و بعضى هم جنسى بود و عجب در اين است كه هنوز هم اين ترتيب در ايران معمولست . كمترين ميزان پرداخت از ولايتى بوده است كه در ازمنهء جديده بلوچستان خوانده شده و آن اوقات هم مثل اين

--> ( 1 ) - Uvaja . ( 2 ) - براى دست آوردن اطلاعات بيشترى درينباب يعنى ساتراپيها به « هو ، ويلس » صفحهء 405 رجوع شود . « مؤلف »