سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
208
تاريخ ايران ( فارسى )
بر قتل گوماتا متفق شدند ، پس از انجام اين مطلب با يكديگر قرار گذاشتند هريك از ايشان كه اسبش بعد از طلوع آفتاب مقدم بر سايرين شيهه كشيد او پادشاه شود ، داريوش مهتر زرنگى داشت و تدبيرى به كار برد كه اسب مخدومش قبل از سايرين شيهه كشيده او را بفرمانفرمائى آسيا رسانيد . ظن قوى آنست كه داريوش بعد از قتل غاصب نامبرده بعنوان اينكه وارث كمبوجيه است بر تخت نشست . پدرش هيستاسب احتمال ميرود به علت پيرى درگذشت . جلوس داريوش 521 قبل از ميلاد داعيهء داريوش بر سلطنت بلامنازع نبود چه غاصب سابق الذكر بواسطهء تخفيف ماليات و معاف كردن از خدمات جنگى بسيارى از مردم را رو به خود كرده و حكام ولايات دوردست نيز به گمان اينكه شايد دولت پارس مانند دولت ماد به حال ضعف و تزلزل افتاده در صدد تحصيل تاج و تخت براى خود برآمده بودند ، بنابراين داريوش مجبور شد بسيارى از ولايات كشور خود را بقوهء قهريه تصرف كند ، بلكه نسبت ببعضى از ولايات مزبور زحمت لشكركشى و تسخير را مكرر كشيد و چندين بار واقع شد كه معدودى از ولايات با جماعت لشكريان فقط بموافقت او باقىمانده و سائرين هم علم مخالفت افراشته بودند . طغيانهاى هشتگانه اول ولايتى كه بعد از معلوم شدن قتل غاصب علم طغيان برافراشته ايلام و بابل بودند . در ايلام رئيس متمردين اترنه « 1 » نام داشت و از يكى از خانوادههاى قديم سلطنتى بود ، اما كسى با او همراهى نكرد و گرفتار شد او را نزد داريوش فرستادند و بدست خود بقتلش رسانيد . در بابل شخصى موسوم به نيدينتوبل « 2 » مدعى شد كه من پسر نبونيد هستم و خود را ملقب به نبوكد نضر ساخت ، داريوش شخصا بميدان آمد ليكن چون دشمن ناوهاى عديده در دجله داشت و لشكر انبوهى نيز پشتسر بودند ابتدا نتوانست از دجله عبور كند لهذا لشكريان خود را از رودخانه بالا برد و بتدابير مختلفه دشمن را فريب داده اغفال نمود و سپاهيان خود را از دجله عبور داده به محل جنگ رسانيد و دو نوبت بابلىها را مغلوب ساخت . اما نيدينتوبل
--> ( 1 ) - Atrina . ( 2 ) - Nidintu - Bel .