سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

193

تاريخ ايران ( فارسى )

مىسينا و اوان در نيسوس تمدن حيرت‌انگيزى ايجاد كرده‌اند و در مواقع مخصوصى كه تاريخ آن بدرستى معين نيست طوائف آريانى از شمال آمده بر آنها غلبه كردند و گمان ميرود كه در يونان طوائف جديد الورود با سكنهء قديم اختلاط يافته زبان آريانى را بر آنها تحميل نمودند ولى شكى نيست در اينكه آنها هم باقىمانده و قسمت مهمى از سكنهء آنخاك بودند آريان‌هاى يونان قسمت مهمى از لغات غيرآريانى را از آنها گرفتند و حقيقت اين است كه استعداد يونانيان در صنايع و فنون مأخوذ از نژادهاى سواحل مديترانه مىباشد « 1 » . مستعمرات يونانى در آسياى صغير يونانيها را عقيده بود كه مستعمرات ايشان در آسياى صغير نتيجهء استيلاى طوائف دريان بوده و اين واقعه اهميت تمام داشته است . دريانها از طرف شمال آمده قسمت معظمى از پلوپونس و نقاط ديگر يونان را مسخر نموده و گمان ميرود كه اين واقعه كه بر تمام يونان تأثير كلى بخشيد تقريبا هزار سال قبل از ميلاد واقع شده باشد . نتيجهء اين واقعه وقوع مهاجرتهاى بسيار در جزائر و سواحل آسيائى بحر اژه بود و استعمار مهاجرين در ظرف مدت طولانى واقع شده و بعيد نيست كه حقيقتا تاخت‌وتازهاى طوايف دريان سبب عمدهء مهاجرتها و مورث نتايج مهمه بوده باشد ، در هرحال مستعمرات آسيائى ترقى كلى نموده و اهميت آنها از كشور اصلى يونان كه چندان وسعت و استعدادى نداشت بيشتر شد ليكن موقع آنها استحكامى نداشت و در هروقت دولت مقتدرى در آسياى صغير ظهور ميكرد ممكن بود استقلال آنها در خطر افتد ، چنان كه دولت ليديه همين كيفيت را توليد كرد . دولت مزبور دائما در قصد استقلال يونانيها بود ، اما از حسن اتفاق ليديها با يونانيان اختلاف زياد نداشتند و هم‌مذهب بودند و اكتفا ميكردند باينكه نسبت بايشان نفوذ و برترى داشته باشند و به همين مناسبت وقتى كه كرزوس پادشاه ليديه بود يونانيان به او محبت داشتند و از سقوط دولت او كمال تاسف را حاصل نمودند .

--> ( 1 ) - كتاب هال ، صفحه 537 « مؤلف » .