سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

187

تاريخ ايران ( فارسى )

كوروش سه محاربه واقع شده و تاريخ تسخير اكباتان سال 550 قبل از ميلاد بوده است . « 1 » كوروش پادشاه انشان سلطان پارس مىشود يك مسئلهء مهميكه تاكنون مكشوف نشده اينست كه كوروش در چه موقع و بچه وسيله بسلطنت پارس رسيده است ، هرگاه بجدول رجوع كنيم مىبينيم در سال 549 قبل از ميلاد پادشاه انشان است و در سال 546 عنوان پادشاه پارس را دارا است ، پس چنين استنباط مىشود كه رسيدن او بتخت سلطنت بدون كشمكش زياد واقع شده چه از آن مسائل چيزى ذكر نشده اگرچه مذكور نبودن آن هم دليل قاطع نيست ، بهرحال محتمل است كه بعد از مسخر نمودن اكباتان تكليف قبول تخت و تاج به او كرده باشند زيرا كه پادشاهى از خانوادهء سلطنت خارج نميشد و در هرصورت ميدانيم كه هيستاسب پدر داريوش هيچوقت سلطنت نكرده با اينكه پسر ارسامس بوده است و ممكن است كه صغير بوده و از بين افتاده باشد ، با اينهمه تا معلومات جديد بدست نيايد مطلب مبهم است و چيزيرا كه ميتوان تصديق نمود اين است كه كوروش قبل از شروع به دورهء فتوحات خود در مغرب بسلطنت ايران رسيده و شهادت كتيبه‌هاى سابق الذكر محل اعتبار كامل مىباشد . كرزوس پادشاه ليديه موقع كوروش بعد از رسيدن بسلطنت ماد استحكامى نداشت ولى از خوش‌بختى او پادشاه بابل در آن موقع نبونيد و صلح‌جو بود و بنابرين كوروش از آنجانب آسوده ميزيست ليكن از طرف ليديه نگرانى داشت چه آليات كه عهدنامهء اتحاد را با كياكسار امضا نموده و بواسطهء مواصلات اتحاد را محكم نموده بود درگذشته و كرزوس بجاى او نشسته بود و او در ميان اهالى مغرب زمين به تمول ضرب المثل است چنان كه مسلمين دربارهء قارون اين عقيده را دارند . بارى آن پادشاه كه جلوسش بسلطنت بيمنازع هم نبود دنبالهء كار آليات را گرفت و ميلتوس و ساير مستعمرات يونانى سواحل آسياى صغير را تحت قدرت خود درآورده و از طرف مشرق هم محاربات كرد و پيشرفت حاصل نمود و هنوز ده سال از سلطنت او نگذشته

--> ( 1 ) - كتاب هال كه در سابق ذكر آن رفته صفحهء 552 « مؤلف » .