سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

173

تاريخ ايران ( فارسى )

پادشاه هخامنشى ما بين دو ابو الهول با علامت اهورامزد ( از يك مهرى در موزهء لوور گرفته شده است ) فصل دوازدهم عصر پهلوانى ايران بدان هريك از ايام زندگانى تو برگى است در تاريخ تو و بنابرين مواظب باش چيزى كه شايستهء مقام آدمى نيست در آن نوشته نشود . « از اندرزهاى فريدون » كيفيت افسانهء تاريخ قديم ايران طلوع پارسيان كه نام خود را بيك كشور عظيمى داده‌اند كه باوجود حوادث و انقلابات بسيار مدت دو هزار و چهارصد سال دوام كرده و در زياده از نصف اينمدت بر اكثر ملل سمت تقدم داشته از اهم وقايع نوع بشر است ، چنان كه در فصول سابقه مذكور داشتيم كشور ايران بواسطهء شامل بودن ماد كه سكنهء آن با پارسيان قرابت نژادى داشتند و همچنين بواسطهء شامل بودن ايلام مقر اصلى مؤسس دولت ايران و هنوز از ولايات آن مملكت است ميتواند داعيهء وجود ششهزار ساله داشته باشد . در اين فصل ميخواهيم عصر پهلوانى ايران را بيان كنيم بطوريكه فردوسى در منظومهء بزرگ پهلوانى موسوم به شاهنامه نقل نموده و تاريخى كه ايرانيان براى اعصار قديمهء مملكت خود دارند و معتقدند همانست ، اگرچه روايات منقولهء از فردوسى با اينكه ببهترين مصادر رجوع كرده اختلاطى از قصه و افسانه است و حتى در دوره‌هاى مابعد