سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
154
تاريخ ايران ( فارسى )
آنشد كه طايفهء ماد يكدفعهء ديگر نسبت بآشور اظهار تبعيت نمودند و بيست و دو تن از رؤساى ايشان در پاى سلطان افتاده سوگند اطاعت ياد نمودند . لشكركشى اسرهدون « 1 » در سال 674 قبل از ميلاد در زمان اسرهدون لشكركشى آشوريان تا كوه دماوند و صحراى نمك امتداد يافت و در آنولايات سنگ لاجورد فراوان بود و تا آنزمان هيچوقت آشوريان پا به آنجا نگذاشته بودند . مذكور است كه پادشاه دو نفر از امراء را گرفته با رعايا و شترهاى دو كوهان و اسبهاى صحيح النسب ايشان بآشور فرستاد و چون اين لشكركشى نتيجهء مساعدى براى آشوريان داشت و پيشرفت كردند پادشاهان ديگر ماد نيز اسرهدون را به نينوا مشايعت كردند و مبالغى لاجورد و اسب بعنوان هديه براى او برده درخواست كردند كه در تحت حمايت او باشند . اسرهدون از بذل اين عنايت مضايقه ننمود و بنابراين حدود دولت آشورى تا مملكت ماد بلكه خارج آن بسط پيدا كرد . تاريخ صحيح اين واقعه را نميتوان معين نمود ليكن معلوم است كه قبل از سال 673 پيش از ميلاد واقع شده است . شرح مختصريكه از جنگها و لشكركشيهاى واقعهء در نصف غربى فلات ايران در مدت پانصد سال تقريبا داديم بعقيدهء ما بسيار مهمّ است ، بواسطهء اينكه معلوم ميدارد كه در هرموقع آشوريان قادر بودهاند كه بر سكنهء هرمملكتى جداگانه حمله ببرند و ما بين ارمنستان كه آنزمان دولت اورارتو خوانده ميشد و در شمال بود و كوهستان ايلام كه در جنوب آنست دولت مرتب با اساسى نبوده كه محلّ توجه و اعتبار باشد ، علاوه بر اين معلوم مىشود كه نصف غربى فلات ايران تا يك اندازه در تحت نفوذ بابل بوده و وقتى كه آشور قدرت داشته تمام آن ناحيه در تحت قدرت آندولت بوده است ، معهذا ميتوان تصور كرد كه نواحى دوردست صعب الوصول همهوقت براى طغيان و عصيان بمحض اينكه موقع مقتضى ميشد حاضر بودند زيرا خراجى كه آشوريان توقع داشتند بار سبكى نبوده است .
--> ( 1 ) - اين اسم در بعضى نوشتجات فارسى ( گويا بمتابعت املاء فرانسه ) آسور حيدون ضبط شده است ولى ما از زبان انگليسى متابعت كردهايم ( مترجم ) .