سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
144
تاريخ ايران ( فارسى )
نمايد كم و بيش در تحت اثر عقائد مذهبى ايشان درميآيد . تاريخ طوايف بنى اسرائيل نمونهء خوبى از اين امر بدست ميدهد ، در مذهب زردشتى هم اظهر امور احترام عظيمى است كه به آتش كرده مىشود و يقينا اين مسئله بواسطهء اينكه در ولايات غربى بحر خزر اقوام آريانى ديدهاند كه آتش از زمين بيرون ميآيد و مردم آن نواحى آن را محترم ميدارند و پرستش ميكنند در نفوس ايشان اثر كرده است . من هيچوقت فراموش نميكنم مشاهدهاى را كه در بادكوبه از اين امر نمودم ، در غروب آفتاب بآنمكان رسيدم ، برف زمين را مستور داشته معهذا آتش از زمين برميجست و منظرهء مؤثر دهشتناكى فراهم ساخته بود كه به وصف درنميآيد . بنابراين اوضاع طبيعى مملكت اعتقاد به متبرك بودن آتش را بذهن القا مىكند و شخص بىاختيار متوجه مىشود كه كسانى كه اين عناصر را مظهر خالق جهان داشته بودند پر بيحق نبودند و يقين است كه بمرور زمان اين قدر و منزلت آتش در اذهان عظمت يافته تا به جائى رسيده است كه زردشتيان آتشپرست قلم رفتهاند و اين امر تا بامروز دنباله پيدا كرده است چنان كه هنوز هيچ پارسى ايرانى شمع روشن را نميدمد و اخگر سوزانرا خاموش نميكند و استعمال دخانيات نيز نزد ايشان ممنوع است . استعمال برسم يعنى بسته چوبها و آن محتمل است كه از چوبهائيكه تورانيان در وقت اخبار از مغيبات در دست ميگرفتند مأخوذ باشد و يقين است كه اعتقاد بر مهاجمهء دائمى ارواح خبيثه و اذكار و اوراد لازمه براى دفع آنها و اعتقاد باينكه ناخن بريده را با ذكر ادعيه زير خاك كرده تا نيزه و كارد و كمان و تيرهاى با پر عقاب و فلاخن در دست ديوان نشوند همه خرافاتى است كه از تورانيان بايرانيان رسيده و مذهب زردشتى را ملوث نموده است . امروز در ايران ناخنهاى بريده را با كمال دقت زير پاشنهء در دفن ميكنند و معتقدند بر اينكه چون چنين كنند آن ناخنها سدى ميشوند و وقتى كه دجال يا مسيح كاذب ظاهر شود اهل آنخانه را از متابعت او بازميدارد و احتمال كلى ميرود كه اين رسم هم از همان اعتقاد قديمى ناشى شده باشد .