سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
142
تاريخ ايران ( فارسى )
اينكه زنها و مردهاى بيچاره كه مبتلا بگرسنگى ميشوند چنان ضعف پيدا ميكنند كه در مقابل آن سم مهلك خوددارى نميتوانند كرد ، گذشته از اينكه اين فريضه بر اغنيا كه تمام روز ميخوابند تحميلى نيست ، برعكس فقرا را در رنج و تعب مياندازد و بعقيدهء من سلامت مزاج زردشتيان عمده بواسطه همين است كه اصلا برياضت و محروميت نيستند . ديگر از چيزهائى كه در اين مذهب خيلى توصيه به آن شده مزاوجت و همچنين تعدد زوجات است و هرودوت نقل مىكند كه پادشاه هرسال برعيتى كه اهل بيتش از همه بيشتر است جائزهء خاص ميدهد . فقرهء دوم بيان ثنويت مذهب زردشتى است ، آنچه خوب است از قبيل گاو و سگ هوشيار و خروس مخلوق اهورامزد مىباشد و تكليف هرمؤمنى عزيز داشتن آنهاست و آنچه موجودات موذيه است خلقت اهريمن ميباشند مثل سباع و مار و مگس كه تخريب و اعدام آنها وظيفهء هرمؤمنى است . از جمله وجودهاى خبيث مورچه كه چون غلهء زارعرا ميبرد كشتن آن ثواب است و نيز سوسمار و وزغ از آن جمله ميباشند . رعايت جانب مواشى ظاهر است حتى اينكه در هندوستان هنوز آنها را متبرك ميشمارند . بيان مقام سگ كه از قول اهورامزد در كتاب اوستا شده حقيقتا شاعرانه و دلچسب است ، ميگويد « سگ را بالطبيعه صاحب لباس و كفش ساختهام ، هوشيار و بيدار و تيزدندان و بالفطره مايل است كه از دست انسان خوراك بگيرد و مال انسان را محافظت كند . . . هركس كه بصداى او بيدار شود نه دزد بى خبر مال او را ميبرد ، نه گرگ مىخورد بلكه گرگ رانده و دريده مىشود . . . و هيچ خانه از خانههاى مخلوق اهورا بر روى زمين باقى نميماند مگر بواسطهء آن دو سگى كه من خلق كردهام ، سگ گله و سگ خانه . » وقتى كه در كرمان بودم مشاهده كردم كه پارسيان بتقليد همسايگان مسلمان خود كه سگرا نجس ميدانند از سگ احتراز ميكردند و همواره بايشان خاطرنشان ميكردم كه رفتارشان به كلى با تعليمات مذهبى ايشان مخالف است ، بلكه بعضى اوقات چنان مبالغه شده است كه سگرا با انسان برابر قرار داده چنان كه در اين عبارت ديده مىشود : « قتل آدم يا سگ » و همچنين در عبارت نامبرده كه وصف بهترين طريق زندگانى انسان را مىكند