سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

135

تاريخ ايران ( فارسى )

طبيعة مبدل بپادشاه اموات شده است . او دو سگ داشته است تيره‌رنگ و بزرگ‌پوزه و چهارچشم ، در هرروز بقوهء شامهء خود جستجوى اموات ميكرده و آنها را براى صاحب خود ميآوردند و ميتوانيم عادتيرا كه در ايران ميان گبرها باسم « سگديد » معمول بوده است از آثار آن عقايد بدانيم . در اوستا مذكور است كه هركس بميرد بايد سگ زرد چهارچشمى يا سگ سفيدى كه گوشهاى تيره‌رنگ داشته باشد نزديك او آورند زيرا كه نگاه آن سگ شيطانرا كه ميخواهد داخل بدن ميت شود دور ميسازد . امروز هم زردشتيان از قدمت اين رسم بىخبرند ، بر روى سينهء هركس كه احتمال مرگ او را ميدهند پاره نانى ميگذارند ، هرگاه سگ آن نان را خورد آدم را مرده ميپندارند و بدخمهء مىبرند و كسانى كه حامل جنازه ميباشند در نزد جماعت نجس دائمى محسوب‌اند و زندگى مفلوكى دارند . زردشت پيغمبر ايران مؤسس مذهب قديم ايرانيها زردشت است . در خصوص اسم و نيز شخص او عقايدى اظهار شده كه سخت مغاير باهم ميباشند حتى اينكه بعضى منكر شده‌اند كه زردشت شخص تاريخى باشد يعنى وجود حقيقى داشته باشد و از جمله عقايديكه در همين اواخر دربارهء او اظهار ميكردند اينست كه آن نتيجهء افسانهء طوفان است كه در همه‌جا بوده است و ليكن در اين موضوع نيز مانند مسئلهء قوم آريانى نسبت بعقايد سابقين پيشرفت عمده حاصل شده اگرچه آنها كه اقدمند البته افضلند . بارى امروز باوجود قصه‌ها و افسانه‌هائيكه موجب ابهام و ترديد عقائد دربارهء او مىشود معلوم گرديد آن مصلح بزرگ يعنى پيغمبر ايران شخصى است تاريخى و حقيقى و تاريكى قدمت وجود او را محل شبهه و ترديد نبايد قرار بدهد . اصل اسم زردشت زراتسترا كه در لاتين تحريف شده و زرآستر گفته‌اند بدرستى حقيقت آن معلوم نيست ولى كلمهء استرا همان اشتر است كه در زبان امروز فارسى با مختصر تغييرى موجود مىباشد و اين قول كه پيغمبر نامبرده از اهل آذربايجان كه يونانيها اتروپاتن ميخواندند بوده قرين قياس است كه نام مزبور در هردو صورت متضمن لفظ اذر قديم يعنى آتش مىباشد بدين مناسبت كه پيش از ايام زردشت كاهن را آذروان يعنى نگهبان آتش ميگفتند . مولد او در اروميه كه در مغرب درياچهء موسوم به همين نام واقع است