سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
116
تاريخ ايران ( فارسى )
كثير بدربار بانيپال فرار كردند و در آنجا چنان كه انتظار ميرفت به خوبى پذيرفته شدند چه به اين واسطه ايلام ضعيف و گرفتار جنگ داخلى ميگرديد و اين تدبير مفيد افتاد يعنى همين اختلافات خانوادگى اسباب انحطاط ايلام شد . در اين ضمن آشور بانيپال و قشونش مجددا از رود نيل بالا رفتند و به شهر تب رسيده آن را غارت كردند و دوتا از مسلههاى جزو آرايش معبد آمّن را به نينوا حمل نمودند . جنگ اول بابل با ايلام توممان چون بر تخت ايلام مستقر شد با گمبولا كه گذرگاههاى دجله را در تحت تصرف داشت متحد گرديد و بدينوسيله راه بابل براى او بازگشت و قبل از آنكه از سرحد عبور كند آشور بانيپال را بين جنگ و تسليم فراريهاى ايلام مخير گردانيد ، چون تسليم فراريان براى پادشاه آشور ننگين و بمنزلهء اذعان ضعف و عجز بود جنگ درگرفت . اگرچه بنابر آنچه از كتيبهها مستفاد مىشود آشور بانيپال چندان رغبتى به اين امر نداشت ليكن چون از ارباب انواع استشاره كردند جواب اطمينانبخش رسيد و لشكر آشور به طرف سرحدات ايلام روانه گرديد . جنگ تولليز 659 قبل از ميلاد اين سرعت حركت غيرمترقب توممان « 1 » را سراسيمه نمود و او قواى خويش را جمعآورى كرده آهسته به طرف تولليز كه شهرى نزديك شوش بود عقب كشيد و ميسرهء خود را بكارون و ميمنه را به بيشه تكيه داده مهياى محاربهء قاطع گرديد و ضمنا چون تمام عساكرش نرسيده بودند يكى از سركردگان را كه ايتونى نام داشت نزد دشمن براى مذاكرات صلح روانه كرد تا باينوسيله فرصت و مجال پيدا كند ، ليكن پادشاه آشورى ملتفت شد كه آن حيله است و حكم داد فرستاده را سر بريدند . جنگ درگرفت و مدتى نتيجه معوق بود ، عاقبت آشوريها ميسرهء ايلاميان را بكارون راندند تا اينكه رودخانه بواسطه نعش اسب و آدم مسدود گرديد و بقيهء سپاه شكست خورده در پناه بيشهها بكوهستان فرارى شد . توممان دليرانه جنگيد و حملات پىدرپى برد تا مجروح گرديد ، پس سوار عرابه شده دست بفرار گذاشت ليكن يكى از چرخهاى عرابه بدرخت خرمائى برخورد پادشاه بر زمين افكنده شد ، تعاقبكنندگان آشورى نزديك بودند
--> ( 1 ) - Teumman .