سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

95

تاريخ ايران ( فارسى )

نظرى به ماقبل پيش از آنكه روابط ايلام را با سلسله‌هاى سلاطين قديم بابل در تحت‌نظر بگيريم خوب است نظرى به ماقبل انداخته اجمالا احاطه‌اى به احوال داخلى ايلام پيدا كنيم ، ميتوان تصديق كرد كه رويهمرفته ايلام از همسايگان غربى خود عقب‌تر و از حيث تمدن به آن درجه كمال نرسيده و كوهستانى بودن خاك اين نظر را تقويت مىكند . چه اين مسئله باعث صعوبت ارتباط و رفت‌و آمد مىشود و از وسعت اراضى حاصلخيز هم ميكاهد ، اطلاعات قليلى هم كه در دست داريم مؤيد صحت اين نظريات است . بطوريكه معلوم مىشود ايلاميان منظورشان از مساعى و اقدامات جهانگيرى و مملكت‌ستانى نبوده بلكه فقط در خيال تاخت‌وتاز و غارت و چپاول بوده‌اند و قبل از آنكه استيلاى خارجى باعث اتحاد و اتصال قبايل مختلفهء متفرقه شود به نظر نميآيد كه تمام ايلام در تحت اطاعت حكمران واحد درآمده باشد و نيز يقين حاصل نيست بر اينكه چون بلاد جلگه زير رقبهء سلاطين بابل رفت نواحى كوهستان هم مطيع آن شده باشند . مسيو دمرگان را عقيده اينست كه ايلاميهاى كوهستان هيچوقت استقلال خود را از دست نداده‌اند ، در هرصورت طول مدتى كه تحت‌نظر است بقدرى زياد است كه طوايف وحشى توانسته‌اند با سكنهء جلگه متحد گرديده ملتى تشكيل دهند كه رويهمرفته براى بابل و بعدها براى آشور حريف قابلى بشمار ميرفت . اشكال مربوط ساختن سلسله‌هاى قديم ايلامى با سلسله‌هاى سومر يكى از بزرگترين مشكلات در مربوط ساختن سلسله‌هاى قديم ايلام با سلسله‌هاى بابلىها فقدان نقطهء ثابتى است كه براى مطابقهء تاريخ هردو كشور مشترك باشد . بعضى از خطوطيكه دمرگان بدست آورده سلاطين متوالى چندى نشان ميدهد كه معابد شوش را ساخته و مرمت كرده‌اند ، ليكن تا اواخر سلسلهء اول بابل تاريخ هيچيك از سلاطين مزبور را نميتوان تشخيص كرد ، بنابراين تا وقتى كه اطلاع صحيح بدست آيد فقط بايد بفهرست اسامى قناعت كرد ، هرچند برحسب تقدم و تأخر مرتب است ليكن تا موقع و مقام تاريخى آنها نسبت بتاريخ بابلىها مشخص نشده چندان مورد استفاده نيست . از سلسله‌هاى قديمهء مزبور سلسلهء باشاشوشيناك كه سابقا مذكور داشتيم