سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

91

تاريخ ايران ( فارسى )

احتمال كلى ميرود كه شوش حاكم‌نشين آن ناحيه بوده و دنگى معبد شوشيناك را كه رب النوع ملى آنكشور بوده ساخته و مرمت كرده است . راجع باستيلاى آن پادشاه سومرى بر ايلام مطلب مهم اينست كه يكى از قطعات ايلام را دختر پادشاه سومرى اداره مينموده و الواح سابق الذكر اسامى چندين تن از پاتسىهاى ايلام را بدست ميدهد كه هيچكدام از اهل بلد نيستند و همين امر معلوم ميسازد كه چرا متصل اهل محل در طغيان و عصيان بودند و ممكن است كه همين مسئله در پيشرفت و ترقى ايلام بسوى مليت و استقلال و انحطاط سلسلهء اور دخالتى بسزا داشته باشد . زوال سلسلهء سوم اور بواسطهء ايلام انقراض سلسلهء سلاطين اور بواسطه حمله از طرف ايلاميها واقع شد و آنها آخرين پادشاه آن سلسله را اسير كرده به انشان بردند . تفصيل اينواقعه بدرستى معلوم نيست ليكن ميتوان فرض كرد كه چون بر احوال سلسله ضعف طارى شد ايلام از قيد تبعيت رهائى يافته و بالاخره پنجه بر روى تعدىكاران زد . تاراج ارخ بتوسط كودورنان خوندى در حدود 2280 قبل از ميلاد با سقوط اور شهرستان ارخ نيز بتوسط يكنفر پادشاه ايلامى بتاراج رفت و اطلاع بر اينواقعه از راهى رسيده كه واقعا قابل ملاحظه است . وقتى كه آسور بانيپال در حدود 645 قبل از ميلاد شوش را گرفت مجسمهء ربة النوع نانا را كه كودورنان خوندى هزار و ششصد و سى و پنجسال قبل بغنيمت برده بود دوباره به ارخ برگردانيده بجاى خود گذاشت و شرح واقعه را ثبت نمود . اين داستان تاريخى شگفت‌آميز محل اعتماد ميتواند باشد و تاريخ جنگ را تخمينا در سنه 2280 قبل از ميلاد تعيين مىكند و چنان كه كينگ تذكر ميدهد غارت شهر ارخ البته در موقعى واقع نشده كه سلسلهء اور ايلامرا متصرف بودند و بنابراين عقيدهء او اينست كه وقوع واقعهء نامبرده محتمل نيست مگر در وقتى كه ايلاميها بناى تاخت‌وتاز را گذاشته و سلسلهء اور را منقرض ساخته‌اند .