سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
67
تاريخ ايران ( فارسى )
مكشوف مىشود و اين آيهء اشعيا « پيش برواى ايلام ، محاصره كن اى ماد « 1 » » نظريهء فوق را تأييد مينمايد و اين قول معروف كه سلاطين هخامنشى فقط آب كرخه را ميآشاميدند اشاره است برودخانهاى كه از ميان وطن آنها عبور ميكرده است و مخصوصا انشان باسم اينكه مركز كوروش كبير بود مشهور بوده است . زبان قديم ايلام در باب زبان قديم اين مملكت نيز چند كلمه بايد بگوئيم . در اين محل نيز مانند بابل كتيبههاى سومرى ميبينيم كه واژه هاى سامى دارد و همچنين كتيبههاى سامى كه داراى الفاظ سومرى مىباشد ليكن در ايلام در ازمنهء قديمه اسامى اعلام چند ديده مىشود كه نه سومرى است و نه سامى بلكه متعلق بزبانى است كه اجمالا آن را تورانى ميخوانند و فضلا آن را انزانى يا شوشى يا فقط ايلامى ميگويند و اين زبان در مدت چندين مائه كه مردم خارجه بر آنجا تسلط داشتهاند تحت الشعاع بوده و در حدود هزار و پانصد سال قبل از ميلاد در زمانيكه ايلام ملت مستقلى شده ناگهان باز بعرصه ظهور آمده است ، بنابراين در ايلام السنهء متعدد بوده كه اقدم آنها انزانى و فقط آثار كمى از آن باقيست و بواسطهء مساعى جميلهء فادرشيل « 2 » كه جزء هيئت دمرگان بوده بر ما معلوم شده است كه مواد لغت ايلامى يك حركتى يا يك سيلابى بوده و به يكديگر التصاق مىيافته و اگر در كلمات آن زبان تصاريف و اشتقاقات ملاحظه مىشود از تأثير زبان عالىتر ديگرى است كه با آن مخلوط گرديده است . يكى از دلايل واضحتر بر اينكه كشور ايلام از خود نشوونماى مستقلى داشته ترتيب خط ايلامى اولى مىباشد كه در ضمن كاوش شوش مكشوف گرديده است و باندازهاى كه معلوم شده خط مزبور عبارتست از علامات و رموزى كه هريك براى يك شئى وضع شده و آنها را بر روى لوحههاى خشتى نقش ميكردهاند ، خطوط لوحههاى نامبرده را نتوانستهاند درست بخوانند اما اينقدر معلوم شده است كه مقتبس از خط ديگرى نيست و از فكر و ابداع خود مردم ايلام است . معدودى از علامات مذكوره مثلا علامتى كه
--> ( 1 ) - كتاب اشعيا ، باب 21 آيهء 2 . ( 2 ) - Father scheil