ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
83
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
بر صوب يوراغاج و رشيد بر اثر او . و شنبه بيست و هفتم وصول به مراغه و نزول به قورنغ ، و ديگر روز تناول فرمودن مسهل و طوى كردن بر بالاى رصد و عزيمت حصاتو كردن و روز چهارشنبه چهاردهم ربيع الاخر زفاف خمارى دختر امير آقبوقا به امير بزرگ عادل عاقل ايسن قتلغ « زيد عدله و بذله » . و روز ديگر نزول رايات همايون به مرحلهء شنب تبريز و اقدام نمودن به زيارت مرقد شريف برادر غازان خان ، و ديگر روز به فردوسآباد تبريز به خانهء امير حسين گوركان پيش خواهر ، اولجتاى ، نزول فرمود . و شبانروز آنجا سماط طوى و سماع و نشاط مبسوط بود ، و روز سيم به خانهء سعد الدين دستور ساوجى آمد و طوى او بخورد . و روز دوشنبه بيستم ربيع الاخر به قلعه در آمد ، و روز ديگر شب هنگام به شام آمد . و روز پنجشنبه بيست و سيم ربيع الاخر سنهء ثمان ايلترمش خاتون وفات يافت بعد از ظهر به علت مفاجات ، و صندوق او به سلطانيه نقل كردند و به گنبد عالى دفن ، و ركوب رايات همايون از تبريز ، و روز چهارشنبه چهاردهم جمادى الاولى به يورت گاوبارى به عزم قشلاميشى نزول فرمود . و روز پنجشنبه بيست و دوم جمادى الاولى ، وصول امير بزرگ چوپان نويان . و روز چهارشنبه به مباركى از صيد و نخجير و شكار فرود آمد ، و هم درين ماه سعد الدين ساوجى وزير خواست كه خانهء خواجه اصيل الدين بر اندازد و اوقاف با قبضهء تصرف گيرد . به اغرا و اغواى شهاب الدين مباركشاه ، ساوجى حكومت و ايالت بغداد و عراق و عرب برو مقرر كرده و به قصد جان و خان و مان قديم او متشمّر شد و او را با يرليغ و پاييزه به ايالت بغداد روانه كرد ، بدان شرط كه براة بر آنجا ننويسد و هر چهار ماه حملى مىفرستد . او هنوز بر راه بود ، كه چندان برات برو جمع شدند كه حيران و پريشان گشت . و روز دوشنبه هفدهم جمادى الاخر ايلچى به بغداد رسيد و شيخ شهاب الدين