ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

24

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

روز از و عثاء عناء سفر و بلاء خطر بر آسود و شهباز نشاط جناح افراح و اهتزاز باز كرد و در فضاء هواء انبساط و ارتياح پرواز نمود ، طوى و قوريلتاى بزرگ ساختند و در مباركترين وقتى و خجسته‌ترين ساعتى به طالع ميمون و اختر همايون و ساعت فرخنده و بخت‌نازنده ( ؟ ) 32 از روز دوشنبه منتصف ماه ذى الحجّه سنهء ثلاث و سبعمايه موافق هجدهم ماه التينج اى لوييل ارتفاع شرقى دسآ ( ؟ ) و پادشاه فرشته سير ، ملك اثر ، پيمبر منظر ، سليمان مخبر ، قضا صولت ، قدر قدرت ، به فرّ بهى ، و طلعت شهى ، به حكم بارگاه الهى به عروس مملكت داماد شد ، و در آن روز سرير شاهى و افسر شهريارى به تارك مبارك و قدوم همايون او مفاخر و مباهى گشتند . چون آفتاب به سايهء چتر الهى مظلّل و تاج يواقيت مكلّل بر تارك مبارك نهاده و تيغ آبدار آتش بار صاعقه كردار در كف دريا مثال گرفته و امراى بزرگ بر يمين و يسار صفوف مسلسل ايستاده در صدر بارگاه الوس جلوس فرمود و به حكم « اعط القوس بارئها » 33 زبان خاص و عام به دعا و ثناء شاه متّفق گشته و دلها بر رضاء هواى او مفتون و منطبق شده ، و خواطر و ضماير به ميلان 34 او مرهون و متّسق آمده . هردم فلك براى دفع چشم زخم « و ان يكاد » مىخواند و باد مهر و محبت بر طلعت او مىدميد و زمانه دفع عين الكمال را « قل اعوذ » برو مىخواند به مطابقهء اين بيت : بيت تا هست جهان به كام اولجايتو باد * گردنده فلك به كام اولجايتو باد هر خطبه و سكه‌اى كه در عالم هست * تا هست و بود به نام اولجايتو باد فرّهء ايزدى از چهرهء مباركش در افشان ، و نور آفتاب دولت او بر شريف و وضيع در افشان . به فرّ دولت روز افزونش در گوش جهان راى فرح و شادى دادند . پادشاهى چنان برو قرار و آرام گرفت كه خون از بينى يك كس نيامد و هيچ يك از اهل ثغور و اطراف نشينان از ترس و بأس او عاصى و متمرّد نتوانستند شد . خواتين