ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
243
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
حواشى و تعليقات ( 1 ) - اصل : اسطقسار . ( 2 ) - وخى ختم ( كذا ؟ ) ، نسخهء مضبوطهء كتابخانهء ملى پاريس و چىچپم آورده ، و مرحوم قزوينى در يادداشتهاى خود بر « مقدمهء تاريخ مغول » اثر ادگار بلوشه ، آن را « جزيرهء مشرق - ژاپن ، تحت اللفظى نقطهء شرق دانسته است . ( نك . يادداشتهاى مرحوم قزوينى به اهتمام دكتر منوچهر مرتضوى ، مجلهء دانشكدهء ادبيات تبريز سال دوازدهم شمارهء سوم ص 299 ) . ( 3 ) - ايراخته به معنى سپاهى سوار ، از نظر قياسى با لشكرها درست ميآيد ، اما استاد مينوى عقيده دارند بايستى اراخنه باشد جمع ارخون كه دستهاى از سران مذهبى بودند و اين كلمه در ادبيات اين دوره و بخصوص جهانگشاى جوينى مكرر آمده است . ( 4 ) - ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ « فرزندان كه برخى از آنان از نسل برخىاند و خداى شنوا و داناست . » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 34 . ( 5 ) - وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ : « و اما به سبب نعمت پروردگارت پس حديث كن و تبليغ كن » سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 11 . ( 6 ) - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ « اى آنان كه ايمان آوردهايد فرمان بريد خداوند را و فرمان بريد پيغامبر را ، و صاحبان فرمان و امرا را كه از شما هستند » سورهء 4 ( النساء ) آيهء 59 . ( 7 ) - كذا فى الاصل ، اين عبارت دانسته نشد و شايد منع البسط منايح باشد ، بههرحال روشن نيست و منظور آن هم معلوم نشد . ( 8 ) - « محمد را به گفتهء خود مدح نگفتم ، بلكه گفتار خود را به سبب محمد ستودم . » ( 9 ) - در اصل تماييلق ؟ ؟ ؟ است و ظاهرا بايد صورت غلطى از تماثيل باشد . ( 10 ) - در اصل بياض . ( 11 ) - در اصل آمذه . ( 12 ) - يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 27 و 28 « اى نفس آرام گرفته ، برگرد به سوى خدايت ، پسندكننده ، پسند كرده شده . . . » ( 13 ) - به شكل دوره كه به صورت بيشكله هم درين كتاب آمده ولايتى است در مشرق قزوين