ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
226
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
سال 717 و هم در شهور سنهء سبع و عشر جنكشى پسر ييسور بزرگ در ديار تركستان وفات يافت و شب اميدش به سحر يأس رسيد و صياح صباح فرو خواند . بيت خوش است صفه و ايوان خواجهگر او را * بدين صفت كه درو ساكنست بگذارند زمانه مى ندهد اى دريغ چندان مهل * كه هيچ لذتى از عيش و عمر بردارند تو سخت غافلى از كار خويش و بر گردون * به قصد جان تو تا مهر و ماه دركارند گذشت عمر و تو كارى نكردهاى آرى * خود از براى تو عمر گذشته باز آرند سرير جاه تو گر بر فلك برافرازند * سراى عمر تو گر چون بهشت بنگارند موكّلان قضا در پىاند كز تختت * فرو كشند به قهر و به خاك بسپارند