ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
221
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
هيأت بيست سالگان دارد . چست چالاك خوب چهره اما يك چشم او بغايت خرد ، اما محبوب و مطبوع افتاده . از حوادث اين سال روز سهشنبه پانزدهم شعبان سنهء ست و عشر مولانا نظام الدّين عبد الملك كه قاضى القضاة ممالك اندلس بود و دانشمندى متعيّن متبحر علوم ايمانى و يونانى ، آراسته و موشح ، به عارضهء غلبهء خون و خناق و تنگى نفس وفات يافت . فى مرثية شانزده سال و هفتصد از هجرت * نيمهء راست رفته از شعبان كوچ فرمود در ميانهء شب * افضل عصر مقتداى جهان بحر دانش نظام ملت و دين * زين جهان سوى روضهء رضوان بزرگى مبارك پى خجسته نفس بود . بعد از حادثهء او جهان شوريده و امور دولت بشوليده شد و از منهج استقامت و صواب اعوجاج و انحراف يافت . فى موعظة گر به حكمت گذشتى از لقمان * يا رسيدى به طب جالينوس بهترين وقت و خوشترين ساعت * بزنندت ز بهر رفتن كوس و همچنين شيخ المشايخ نظام الدين ابو الثنا محمود بن على ابن ابى الفتح - الشنبانى روز سيزدهم ذى الحجّه حجّة ست و عشر و سبعمايه به ولايت دينور وفات يافت و هم آنجا مدفون شد ، و امل نامحدود او به اجل موعود منقضى و منتهى شد . و حالت واقعهء سلطان عالم اولجايتو قان و حادثهء ضرورى او چنان بود كه غرهء رمضان از شكار چغان ناوور فرو آمد . اندك مايه عارضهء مرضى بر مزاج مبارك طارى شد و رنجور و محموم گشت كه « الحمّى رائد الموت » 194 اطبّاى حاذق و حكماى ماهر در ازالت آن الم و اندفاع آن مرض و سقم سعى و اجتهاد نمودند ، امّا چون دور