ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

6

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

دارد ، لا جرم در آن ماهر است و در مكارم اخلاق اقتدا به سلف و اعراق خويش نموده و فرج البسط سايح ( ؟ ) 7 مقرّر شود . لكن بندگان از آثار موهبت و انوار عاطفت و امداد نعم و اعداد كرم خداوندان غايت مجهود و سعى محمود خود دعا و ثنا دانند ، و اگرنه چگونه در وصف گنجد حضرتى را كه هرچه در جهان بلندى و رفعتى است كسى را ، آن خلعتى است مستفاد از كمينه بنده‌اى از آن حضرت عالى يافته ، و اگر عظمت و حشمت و بسطت است آن فضاله‌ايست از سرعون و انعام عام غلامى از آن بارگاه فلك مثال . شعر ما ان مدحت محمّدا بمقالتى * لكن مدحت مقالتى بمحمّد 8 امّا حال بضاعت مزجاة بندگان بر مثال ماه است كه از مقابله با آفتاب اقتباس نور معانى مىكند ، يا مانند سحاب كه آب از دريا بردارد و هم با دريا بازد ، يا باغبان كه از باغ خداوند نوباوه‌اى آورد يا شماجه‌اى به طرفه پيش خداوندان بستان . بيت شاها بر تو به تحفه صد جان بردن * كمتر بود از زيره به كرمان بردن لكن دانى كه رسم موران باشد * پاى ملخى نزد سليمان بردن به مقتضاى دعاوى اين مقالات و بنابر مطاوى اساس اين مقدمات ، هرچند به وسايط بوايق و علايق شهور و اعوام و وسايل عوايق گوناگون ايّام ، توفيق تلفيق اين تعليق و مبانى اين تنسيق رفيق نمىشد ، « بعون اللّه و حسن توفيقه » در آن شروع پيوست و به مبدء آن افتتاح كرده شد ، و طريق ايجاز بروجه اعجاز مسلوك داشت ، تا محسود جهان و مغبوط همگان گردد ، اگر پسنديدهء حضرت افتد ، اقتباس آن از انوار راى مبارك باشد ، و اگر نتايج فكر نه بر سداد صلاح و رشاد نجاح بود ، حمل آن بر قصور و هم و فتور فهم بندگان ضعيف نحيف باشد . از حضرت حق اميدوار