ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

175

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

و استيناس رسيد و از خوف و بيم و ترغيب و ترهيب زمانه ايمن شد . به سبب وقعهء بابا ميان اولجايتو سلطان و اوزبيك اغول پادشاه الوس جوجى خان وحشتى تمام ظاهر شد ، و چند نوبت ايلچيان در باز خواست مضايقت و مناقشت آمد شد نمودند . ايسنبوغا اغول چون اين حال استماع كرد مجال انتهاز فرصت و فتنه و فساد يافت ، خواست كه اوزبيك در فتنه و فساد با او متفق و متّسق شود ، به اوزبيك پيغام داد كه تيمور قان لايق پادشاهى الوس جوجى خان نيست حكومت قبجاقباشى به منقد و ( ؟ ) تفويض خواهم كرد تا اوزبيك به تمويه و فريب او با تيمورقان عاصى و ياغى شد و به تاريخ منتصف ماه جمادى الاخر سنهء خمس و عشر از پيش اوزبيك اغول ايلچى بزرگ اقبوقا نام از استخوان قبات ( ؟ ) به شهر تبريز رسيد . و از اتفاق در آن زمان امير حسين گوركان پسر اقبوقا از قشلاميشى اران باز گشته ، به شهر تبريز رسيده بود ، او را طوى كرد ، و خواست كه از نشستن او را كاسه گيرد اقبوقا برنجيد و عربده و خرخشهء مغولى آغاز نهاد ؛ كه چون تو اوتكوبغول قانجونى 159 ( ؟ ) چگونه كاسه از تو بستانم ؟ و با آنك شما ياساق فراموش كرده‌ايد و ييسون قديم ترك گرفته ، حسن آداب و هوش و فرهنگ نيز نسيا منسيا گذاشته‌ايد ! چه رسم گوركان آنست كه به خدمت اورق بنده‌وار به دو قدم ايستاده باشد ! امير حسين به پاسخ ميگويد كه : امير ، اكنون بر سبيل رسالت آمده است نه به ياساميشى ، استخوان اورق چنگيز خان ايلچى ازين جواب ساكت [ و ] خاموش شد و چون به سلطانيه رسيد ، به خدمت پادشاه مضمون اداى رسالت برين نهج بود كه اگر بابا اغول به دل خود اين دليرى نموده است و ولايت خوارزم خراب كرده او را اينجا پيش ما فرست ، و اگر به كينكاج و استجارت شما آمده است بايد كه از شما كسى به قشلاميشى ارانيه اقدام و اقتحام ننمايد كه ما با سپاهى به عدد رمل بيابان و قطره‌هاى باران كه زمين را با همه سكون طاقت و طأت ايشان نباشد قشلاميشى