ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

168

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

آنك نارد مادر گردون به صد قرن و قران * مثل او شهزاده‌اى از نار و ماء و باد و طين آنك در جود و شجاعت مثل او گيتى نديد * كان و دريا گاه بخشش ، آب و آتش روز كين اين‌چنين فرزند اگر جاى پدر گيرد رواست * زانك او هست صد پدر در علم وجود و داد و دين بعد از آن بر عزم كعبه هم درين سال از قضا * بر نشست اقبال و نصرت بر يسار و بر يمين در ره حج زان سوى رحبه ازين سوى دمشق * راست در خان قباقب شد سوى خلد برين صبح شنبه بيست و شش بگذشته از ماه صيام * كز قضا ناگه فلك بگشاد به روى اين كمين از كرامتها كه حق را بود با آن پادشاه * گشت مدفون در دمشق اندر جوار صالحين صد هزاران نور رحمت صد هزاران مغفرت * باد بر جانش نثار از لطف رب العالمين تا بود آنجا پدر اينجا پسر در سلطنت * اسب دولت زير ران و مملكت زير نگين و قصهء رفتن امير چوپان به روم چنان بود كه به تاريخ ماه ربيع الاول سنهء اربع و عشر و سبعمايه از جوانب و اطراف ممالك ايران متمرّدان و معاندان به قصد برخاستند و متشمّر رزم و نبرد شدند . از طرف روم و آن كشور و بوم قرامان خروج كردند كه قومى بسيار و عدوى بىشمارند از تركمانان سلجوقى . و شهر