ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

166

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

در سحرگه به خطهء تبريز * اوفتاد اين سخن به خاص و به عام مقتداى جهان همام الدين * رفت بىهيچ شك به دارسلام و روز سه‌شنبه بيست و ششم صفر طوى بزرگ و اجتماع امرا و نوينان و اولجاميشى كردن ايلچيان اوزبيك و سيورغاميشى يافتن ، و روز پنجشنبه ششم ربيع الاول مجد الدين اميران قاتل عبد اللّه قبر تو را به قصاص خون او هلاك كردند ، و روز دوشنبه هفدهم ربيع الاول فداييان شام امير شمس الدين آقسنقور را كارد زدند اما از آسيب گزند و زخم سليم ماند و صحت يافت . و روز ديگر از ديار روم ايلچى باد مسير برسيد به استعلام خروج قرمانيان و تركمانان ، اوجهاى شام و روم و شهر قونيه گرفتن و متمكّن درو نشستن . پادشاه نامدار و خسرو كامكار امير خسرو عادل چوپان نويان فيروز جنگ را به دفع معرّت خروج تراكمه نامزد فرمود ، و روز يكشنبه هفتم ماه ربيع الاخر سنهء اربع و عشر وصول امير حسين گوركان و شهزاده اولجتاى خاتون از قشلاميشى موغان و اران . و روز چهارشنبه هفدهم ربيع الاخر وصول امير معظم ايرنجين از محافظت ديار و بلاد خطهء روم ، و روز دوشنبه ششم جمادى الاولى ركوب رايات همايون بر صوب ابهر به عزم نخجير و شكار . و روز آدينه بيست و چهارم جمادى الاخر امير عزّ الدّين ابو بكر ابهرى به سلطانيه وفات يافت و تابوت او به شهر ابهر بردند و آنجا دفن كرد [ ند ] كه بزرگ‌زاده و اصيل بود . و روز يكشنبه سيم جمادى الاخر اجتماع و طوى بزرگ بود كه امير سونج شهزاده ابو سعيد را با پدر سپرد و فلك به دفع چشم « ان يكاد » مىخواند . بيت هزار سال زيادت از آنچه معهودست * به كامرانى بر تخت خسروى بنشين به شاه‌زاده شهنشاه باش پشت قوى * فلك مطيع و قرين ، خداى يار و معين و روز سه‌شنبه بيست و هشتم جمادى الاخر وصول ايلچيان تيمورقان و آوردن