ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
164
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
* * * با جادهء سياقت كتاب آيم . روز چهارشنبه بيست و ششم شوال سنهء ثلث و عشر وصول ايلچيان از جانب خراسان به استعلام وصول ياغى و ركوب امير چوپان نويان به دفع ياغى باغى به جانب خراسان ، و روز دوشنبه دوم ذى القعده ركوب رايات سلطان عالم از سلطانيه به عزم رزم چريك خراسان ، و روز سهشنبه هفتم ذى القعده وصول اسمعيل بهادر كه او را با كراى بهادر ياغى گرفته بودند و از دست ايشان خلاص يافته ، و بشارت مراجعت ياغى دادن كه چهار ماهه علوفه و آزق و قوت بيشتر نداشتند و پنج ماه رفته تا از آب گذشته بودند . چون علوفه تمام شد و فرمان ايسنبوقا چنان بود كه از مرغزار مرغا و بگذرند ، بنابراين تقدير مراجعت كردند و كراى بهادر را پيش ايسنبوقا اغول فرستادند تا حال خصمان ازو استفحاص و استكشاف نمايد . و در اواسط شوّال باز خبر رسيد كه شهزاده ييسورويركو 148 پسر ايسنبوقا اغول با پنج تومان سپاه دلسياه از آب آمويه عبور كردند . و روز آدينه ششم ذى القعده از پيش سلطان ياساول ايلچى رسيد با سى نفر مرد ترك از چريك ياغى گرفته . مقدّمشان قونجاجى جايكشو از چريك جنكشى ، و او تدبير كرد كه جنكشى با پنج تومان چريك اكنون به رباط سرخ رسيده باشد و تا مرغاب آمده و پيغام به ايسنبوقا اغول فرستاده تا در رجوع و استقامت چه اجازت فرمايد . و روز پنجشنبه دوازدهم ذى القعده طوى بزرگ و جشن سر سال پادشاه جوانبخت و سلطان پير راى بود . و روز شنبه چهاردهم ذى القعده ايلچيان امير على از جوين به بشارت مراجعت ياغى رسيدند و ركوب رايات ميمون به عزم نخجير و از آنجا به عزيمت يايلاميشى سلطانيه كوچ كرد و شكاركنان نشاطمند مىآمد تا به مركز دولت رسيد .