ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

144

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

در شهر آمد ، روز ديگر با محول رجوع نمود . و اندك مايه عارضه بر وجود شريف طارى گشت و مزاج محروس متغيّر و منحرف شد . و روز دوشنبه بيست و دوم ذى القعده بتازگى مسهل فرمود . و روز ديگر مصاحب صحبت و رفيق جمعيت به حمام در آمد و چهارشنبه بيست و نهم ذى القعده با بغداد استرجاع و انصراف نمود . و روز پنجشنبه ظهور فدائيان شام بود ، و در شهر بغداد چند كس را كارد زدند ، مقدّم ايشان سعد الدّين على جكبين ( ؟ ) به يك زخم كشته شد . روز يكشنبه دهم ذى الحجه ايلچيان شهزاده اوزبيك پادشاه الوس جوجى و بلاد قبچاقاشى قايم مقام توقتا و سرير و افسر برسيدند ، مقدّمهم كوكتمور گوركان و بانيال و بايبوقا . و روز عيد اوط ييل اولجاميشى كردند . و حكايت اوزبيك و قصهء ابتداء او چنان بود كه به آخر عهد توقتاتوبيجى پسر هردو وفات يافت و ازو دو پسر يادگار ماندند : مهين بايان و كهين مومكقياى . بايان قايم مقام پدر الوس و چريك مىداشت و مومكقياى برو خروج كرد و او را از ملك و الوس مهزوم و آواره . توقتا با لشكرى جرّار خون خوار به استمداد و استنصار او اقدام نمود . مومكقياى بگريخت و جاى پدر با زبربايان مقرّر شد . توقتا به فصل تابستان و حرارت گرما بازگشت و پسر برادر خود اوزبيك پسر طغربيك را با افشه برادر كوچك بر سر لشكرها بگذاشت و خود عنان عزيمت با دار الملك و يورت اصلى منعطف گردانيد و از رنج راه عارضه‌اى بر مزاج او ظاهر شد و علّت بر طبيعت غالب آمد ، و روز چهارشنبه چهارم ربيع الاخر سنهء اثنى عشر و سبعمايه به حدود سراى در ميان كشتى كه از آب اتيل عبور ميكرد وفات يافت . پادشاهى نيكو نهاد ، كم‌آزار ، بردبار ، متحمّل ، باوقار و اصطبار بود . بعد از آن امرا و نوينان الوس جلوس يك جا مجتمع شدند . از شاه‌زادگان قتلغتمور امير سراى