ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
142
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
مراغه بر سبيل معيشت و رحم ، اقطاع به ايشان داد و فرمان نفاذ يافت تا امرا و نوينان به دفع فتنه و فساد ملك ناصر چريك آماده و مهيا كنند . ناصر از قصد لشكر آگاهى يافت ، او نيز به ترتيب و جهز سپاه مشغول شد . در اثناى تكاپوى بر قلعهء قاهره خزانهء پر سلاح و سلب يافت از آن خلفاى علويهء مصر كه واضع بناى قاهره بودند . قريب يكهزار خروار از دروغ و جواشن و مغفر و تيغ و چماق و رمح ، و همچنين در شهر غور دفينهء سىهزار دينار سرخ يافتند از آن قياصرهء روم ، كه پيش از عهد اسلام بر ديار شام مستولى بودند . و حكم فرمان سلطان نفاذ يافت كه چريك مغول به حدود التاق مجتمع شوند . و امير چوپان را به مقدمه روانه كرد و در اوايل ماه جمادى الاخر سنهء اثنى و عشر از دار الملك سلطانيه به عزيمت كشاف 136 و ديار شام كوچ فرمود ، با چريكى جرّار و كامكار قصد ديار شام و قمع و قهر فسقهء فجار كرد به طالع سنبله ، و امير كبير ايسن قوتلوق در پى روانه شد . و امير پولاد چينسانك را به محافظت ثغر دربند و اران و كنار آب كور نصب كرد . و روز سهشنبه غرّهء جمادى الاخر مولانا جلال الدّين عبد الغفارى كه افقه فقهاى زمان بود به قزوين وفات يافت ، و رايات همايون روز آدينه نهم جمادى الاخر به شهر معصر رسيد . آنجا وصول و اجتماع سليمان بن مهنا امير عرب بود مصاحب شحنهء بغداد . خواجه محمد به شرف بندگى پادشاه رسيد و عزّ سيورغاميشى يافت و ركوب رايات همايون به اسم نخجير و شكار و مسير به جانب صرح و تماشا و تفرّج و روز ديگر فرود آمد و مسهلى تناول فرمود . و چهارشنبه بيست و هفتم شعبان بر كنار خابور روانه شد تا صورفرقيسا و وصول امير چوپان نويان به شرف بندگى و رفتن امير سوتاى به مقدمهء چريك و روز ديگر فرستادن قولبوقارا به شهر موصل براى چوب و آلات و اسباب منجنيق و عبور از خابور و كوچ تا حدود فرقيسا . و