ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

115

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

كنيزك فلان ترساام و هر روز آز [ و ] ق و زاد مىآوردم و در خندق مىانداختم . او را نيز بكشتند . روزى نصارى گاوى چند خواستند كه مكابره بر قلعه برند و از قلعه به نصرت نصارى خلقى بسيار فرود آمدند . خراسنه به اتفاق مسلمانان شهر حمله بردند و گاوان را پاره‌پاره كردند و در خندق انداختند . و چون از همه جهات و جوانب طعام و شراب بر اهل قلعه تنگ و بريده شد و به فرطهء قحط و بلا و غلا گرفتار گشتند و مسلمانان شهر اربل نان و گوشت و ماست و ديگر حوايج بر كنار خندق برابر نظر ايشان مىنهادند و به رغم انوف در روى ايشان مىخوردند ، نصارى از فرط گرسنگى فرود مىآمدند و به شفاعت مىستد [ ند ] و مىخوردند و مسلمانان ايشان را برون شهر مىبردند و بر صحرا مىكشتند . شخصى بر سبيل قلاوزى بر معاطف آن هضبات اطلاع داشت ، در اعطاف سهول و جبال و اكناف سهوب و تلال مىپوييد تا طريق دخول قلعه به دست 116 آورد كه در رفتند و نصارى را كه به حصانت آن معقل وثيق و خندق عميق و طريق دقيق مىنازيدند بعضى را بكشتند و فوجى را به اسيرى گرفتند و قومى به زنهار فرود آمدند . مسلمانان همه بر قلعه رفتند و بقاياى مناحيس و مفاليس 117 را به تيغ بىدريغ بگذرانيدند و چون مرغ در التقاط حيات ايشان را به منقار نقار و چنگال نكال و بال زوال برمىچيدند ، و هركه بگريخت همه را در اعطاف سهول و جبال و اكتاف سهوب و تلال به تيغ ياساق رسانيدند ، و از خرد و بزرگ نصارى يكى را زنده نگذاشتند و همه را مرارت كأس عنا و حرارت بأس فنا چشانيدند . و قلعه امير ناصر را مسخر شد به تاريخ سنهء تسع و سبعمايه . به كوتوالى قلعه دويست نفر مرد خراسانى نصب كرد تا زمان دولت نوبت پادشاه مبارك قدم مسعود طلعت . پسران مبارز كل با گروهى از اجناد اكراد ضالّ مضلّ قصد قلعه كرد [ ند ] و خواست [ ند ] كه از دست تصرف خراسنه انتزاع نمايند . بعد از يك چندگاه تكاپوى كرّ و فرّ به تاريخ محرم سنهء سبع و عشر دويست نفر رجالهء