ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
108
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
و درون كرياس مدرسه از كرباس فرمود ساختن ، و درو شش مدرس فاضل نصب و ثبت فرمود تا شصت انفار از طلبهء علوم چون مولانا نظام الدّين عبد الملك و مولانا معظم نور الدّين عبد الرّحمن حكيم تسترى و سيد برهان الدّين عبرى كه به فنون علم ايمانى و يونانى موسوم و موّشح است ، و جمال الدّين مطهّر حلّى و پسرش فخر الدّين و مولانا عضد الدّين ايگى ، و آن را مدرسهء ستاره نام كرد و بر آنجا موقوفات فراوان فرمود . و همچنين در ابواب سلطانيه هر روز دوبار بساط سماط عام جهت فقرا و مساكين مبسوط است با چندان نعمت كه به هيچ وصف واصفى منحصر و منطوى نگردد ، و تا در ( ؟ ) سه هزار كس از خاص و عام بر آن مايدهء پر فايده حاضر مىشوند . و اين همه انعام و احسان و خيرات و مبرّات از يمن تربيت و ارشاد هدايت وزير بىنظير و دستور بىشبيه و مانند خواجه تاج الدّين على شاه عزّ نصره است كه طبيعت پاك او بر آن مجبولست و همّت بر نيكوكارى مصروف . و از امارات عدل و علامات انصاف سلطان عالم يكى آنست كه نقود زر و سيم كه بچاغ دولتش چهره به القاب زاهر مزيّن كرد عيار آن در معيار ساير ضروب و نقود مسكوك پادشاهان سالف و آنف راجح و غالب آمد . و چون دينار دست به دست و چون درهم كفبهكف برفت . حق تعالى و تقدّس سايهء رايات همايون تا قيام قيامت در ظلّ ظليل خود پاينده و مستدام داراد ، و آفتاب دولتش تابنده و منوّر ! تا عالميان در سايهء او آسوده مانند و از عمر و جوانى و دولت و پادشاهى ممتّع و برخوردار به حق النبى و صحبه .