ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

مقدمه 11

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

و ادعاى او در مورد نوشتن جامع التواريخ كه مكرر در همين كتاب حاضر آمده است از همين‌جا سرچشمه مىگيرد « 1 » . شرح حال مؤلف مؤلف و مصنف تاريخ اولجايتو در همين كتاب حاضر خود را « . . . . بنده كمترين ابو القسم عبد اللّه بن على بن محمد القاشانى » معرفى مىكند كه : « به قدمت خدمت اين خاندان خلود اساس موسوم است » . غير از اين اطلاعات جامع ديگرى دربارهء مؤلف در دست نيست . حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده او را مؤلف « زبدة - التواريخ » مىخواند و حاجى خليفه نيز كتاب « زبدة التواريخ بالفارسيه » را از او مىداند « 2 » . از اين مؤلف دو كتاب ديگر در دست است : يكى « زبدة التواريخ » كه نسخهء اصلى آن در كتابخانهء برلن است و ديگر كتاب « عرايس الجواهر » كه به تازگى به چاپ رسيده است و در هيچ يك از آن دو نيز مؤلف سخنى دربارهء خود نياورده است . در مورد ادعاى او دربارهء نوشتن جامع التواريخ بحثهاى زيادى شده است « 1 » و لازم نمىبينم چيزى بيشتر در اين مورد گفته شود . آنچه از اين كتاب برمىآيد كاشانى در موردى رنجيدگى عظيمى از خواجه داشته است و اين رنجش را در مواردى چند با يادآورىهاى ناپسند از رشيد الدين فضل اللّه آورده است . نسخه‌هاى تاريخ اولجايتو از اين كتاب همانطور كه در بالا گفته شد فقط همان دو نسخهء مذكور در بالا تا

--> ( 1 ) دربارهء ادعاى كاشانى نگاه كنيد به بحثهاى ادگار بلوشه و كاترمر و بحث جامع و مفصل دكتر منوچهر مرتضوى در مجلهء دانشكده ادبيات تبريز سال سيزدهم . ( 2 ) حاجى خليفه در كشف الظنون وفات او را 838 نوشته است و اين سهو است و بايد 738 باشد . هم حاجى خليفه در كشف الظنون و هم مستوفى در تاريخ گزيده لقب او را جمال الدين آورده‌اند . ن . ك به مقالهء مرحوم اقبال در كتاب عرايس الجراهر و نفايس الاطايب از همين مؤلف به كوشش ايرج افشار از انتشارات فرهنگ ايران زمين تهران 1345 .