ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
95
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
ايشان در زمين ايران از خطبه وضع خواهم كردن تا مبتدع نباشم ، و متابعت فرمان حق تعالى و رسول كرده ، و الا اگر ائمهء جملهء مذاهب مختلف اين جواب گويند نگذارم و نام ايشان از خطبه وضع نكنم . خواجه رشيد الدوله معارض و مدافع اين حكم شد و گفت : عمر پادشاه دراز باد و از ملك و مال برخوردار ، بدانكه اكثر مسلمانان بر مذهب سنت و جماعتاند و اين اعتقاد از هفتصد و اند سال از آباء و اجداد سلف « ذرية بعضها من بعض » 90 به ميراث به خلف رسيده و مغافصهء ايشان را از عقيدت قديم خود 91 اجتناب نمودن از راى و كفايت عقلا بعيد باشد ، و كافهء رعايا و عامهء برايا كه ترا از جان خود دوستتر مىدارند به عداوت و دشمنى ادا كند و محبت به منغضت و مودت به منقضت كشد ، خصوصا كه جملهء مملكت در قبضهء تصرف اعداى خاندانست . غازان خان فرمود كه آنچه ابو مسلم مروزى با بنى اميه كرد و لعنت از خاندان رسول بينداخت اهل آن عهد و قوم آن عصر همه منكر و مكره او شدند ، اما هزار قرن و زمان ديگر پيش اهل زمان ستوده و مشكورست و بدان سعى بليغ و جهد نجيح معذور و مغفور . خواجه گفت : پادشاه حاكم است و خلايق بنده و مأمور و محكوم ، لكن اگر بگذارد تا شام و مصر گشاده شود و از آنجا خطبه آغاز كند به حال هردو جانب لايقتر باشد . غازان خان راى دستور پسنديده معقول داشت ، و از اتفاق خداى آن سال چريك مغول از شام شكسته منهزم باز - گشتند و باز بسيجيدهء نبرد شدند ، اما تقدير حق تعالى مخالف تدبير او بود و در راه بيمار شد و چون به سراى حوما رسيد به عرض مرضى مهلك مبتلا شد و عاقبت به خيل بزرگ ميان رى و قزوين به جوار رحمت حق پيوست . بعد از حالت واقعهء او به حكم وصايت و ولىّ عهدى سلطان غياث الدّين محمّد اولجايتو را بر سرير شاهى قرار و آرام دادند و او به ايّام طفوليّت و زمان