احمد مجد الاسلام كرمانى

59

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

شخصيه خود را در ترويج مشروطيت به صيغه قسم اظهار فرمودند و عين آن مراسلات در جرايد تهران منتشر شد و تا يك اندازه جلو خيالات ملك المتكلمين مسدود گرديد ولى ملك المتكلمين كسى نبود كه به اين چيزها از ميدان در رود و از خيال خود منصرف شود ، باز هم در همين رشته كار ميكرد و نزديك بود قلوب عامه را از شاه منصرف كند ، اما ترتيبى ديگر پيش‌آمد كه نقشه ملك را مجددا باطل ساخت يعنى قانون اساسى را در مجلس نوشتند و تمام كردند و بحضور همايونى فرستادند كه صحه شود و كسالت مزاج مبارك شاه مانع از انجام اين امر مهم بود و بعضى مردم حدس ميزدند كه اجزاء دربار پادشاه را ممانعت ميكنند ، ملك المتكلمين شهرت ميداد كه اعليحضرت شاه حاليه ممانعت ميفرمايند ، آقايان چاره را منحصر در اين ديدند كه انجام اين امر را از شخص مقدس وليعهد استدعا كنند ، ايشان هم نهايت اهتمام را در انجام و اتمام اين امر فرمودند تا آنكه قانون اساسى بامضاى شاه مرحوم موشح شد و خود اعليحضرت معظم پشت امضاى شاه مرحوم را مهر فرمودند ، در اين وقت به كلى رفع شبهه از تمام ظاهرها شد اما ملك دست‌بردار نبود تا آنكه شاه مرحوم بجوار رحمت الهى شتافت و اعليحضرت شاهنشاه بر تخت سلطنت جلوس فرمود و خبر طغيان و تمرد شاهزاده سالار الدوله منشتر شد ، ملك المتكلمين از اقدامات سريه خود تقريبا مأيوس شده شروع باقدامات علنى نمود و خود را در ميان انجمنها انداخته بناى نطق را گذاشت و او اول كسى بود كه نطق كردن در مجامع را اختراع كرد چه تا آن زمان در طهران معمول نبود در انجمن‌ها يا مساجد يا مدارس يا صحن بهارستان كسى بر پاى ايستاده نطق كند بلى آقا سيد جمال از دو سال قبل در منابر و مساجد مطالب سياسى عنوان ميكرد اما نه به اين ترتيب ، ترتيب او فقط موعظه بود كه منتهى بروضه ميشد ، اما ملك المتكلمين اين وضع تازه را اختراع كرد و چون صداى بلند رسائى داشت