احمد مجد الاسلام كرمانى
51
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
تا او حاضر شود و بدون اين ترتيب ابدا بيرون نخواهد آمد و با اين جواب متين قانونى باز حضرات متقاعد نشدند و بر هرزگى خود پايدار ماندند و نزديك بود علاء الدوله را هم كتك بزنند و در اندرون را شكسته بىاجازه وارد شوند ، معين الدوله بالتماس و اصرار اينطور قرارداد كه حضرات امشب بروند و فردا صبح دو نفر را بفرستند بدون سلاح تا با احتشام السلطنه ملاقات كنند ، حضرات ناچار قبول كردند ولى صبح باز همان ده نفر رفتند و هشت نفر آنها مسلح دم در خانه ايستادند و دو نفر وارد شدند و پاكت را بدست احتشام السلطنه دادند احتشام السلطنه جواب داد كه من الآن رئيس مجلس نيستم و قبل از اين ديروز عصر در مجلس حضورا استعفا دادهام ، حضرات اصرار كردند كه جواب كتبى لازم است بيچاره ناچار شرحى نوشته بدست آنها داد برخاسته رفتند ، حالا از تمام منصفين عالم تصديق ميخواهم آيا در هيچ مملكت مشروطه يا جمهورى انجمن برادران چنين حقى داشته كه بميل يك نفر نانجيب از اعضاء مجلس ؛ رئيس مجلس شوراى ملى را كه منتخب از طرف ملت است معزول كنند ؟ ! آن هم به اين افتضاح ! ! ! بالا گرفتن كار انجمنها بارى بعد از اين قضيه كار انجمنها بالا گرفت و براى آنكه از انجمن برادران عقب نيافتند هركدام به خيال اين گونه اقدامات افتادند گاهى وكيل مجلس را معزول كردند ! گاهى وزير را دنبال كردند ! و استعفانامه از او گرفتند ! گاهى بر ضد معاهده دولتى روس و انگليس لايحه نوشتند ! ! گاهى تشكيل قشون ملى را لازم دانسته گاهى تغيير سلطنت را باعث ترقى مملكت خواندند و و وكلا هم در تمام موارد مرعوب انجمنها شده به كلى تابع ميل آنها شدند و بالاخره مملكت ما برعكس ساير ممالك وكلاى پارلمان مطيع مشتى اراذل و اوباش