احمد مجد الاسلام كرمانى
48
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
نوشته ميشد و آن انجمن حاكم بر تمام انجمنها شده بود و هر مطلبى را كه در آن انجمن مطرح بحث ميساختند قهرا در تمام انجمنها مطرح شده و بالاخره همان رأى انجمن مركزى را پيروى ميكردند در اين صورت در مسائل عمده اختلافى بين انجمنها پيدا نميشد . طريقه دوم اينكه انجمنها ما بين خودشان قرارى دادند كه هروقت مطلب مهمى عنوان نمايند از تمام انجمنها نماينده بخواهند و با حضور آنها عنوان كنند تا آنكه تمام انجمنها در رأى دادن شريك باشند و با اين دو وسيله از اختلافات واقعه بين انجمنها جلوگيرى كردند مثلا انجمن برادران دروازه قزوين خيال ميكرد كه تشكيل كاردناسيونال بدهد و بملاحظه آنكه مبادا ساير انجمنها بر ضد او رأى بدهند چندين رقعه دعوتنامه مينوشت و به تمام انجمنها ميفرستاد كه براى مذاكره در مطلب مهمى روز فلان نماينده بانجمن برادران بفرستيد آن انجمن هم هركدام دو نفر از اعضاء خود را ميفرستادند و همين كه همه جمع ميشدند مطلب عنوان ميشد و اغلب نمايندگان تبعيت بميل انجمن دعوتكننده ميكردند و باصطلاح نان قرض ميدادند آنوقت شرحى مينوشتند و ميبردند به تمام انجمنها و به مهر انجمن ميرسانيدند و به صيغه اخطار بمجلس وكلا يا هيئت وزرا ميفرستادند و در خيال خودشان آن لايحه كه به مهر چندين انجمن رسيده بود نتيجه و خلاصه آراء تمام ملت بود و ديگر احدى نتوانسته بر ضد ملت حرفى بزند چنان كه ميرزا داور خان نام جوانى قبيح الشكل كريه المنظر ديوانه در مطلبى با احتشام السلطنه رئيس مجلس طرف شد و فوق العاده نسبت باحتشام السلطنه جسارت كرد و احتشام السلطنه كه حقيقتا آدم با غيرتى بود طاقت تحمل نياورده به او اعتراض كرد و شايد دشنام هم داده باشد .