احمد مجد الاسلام كرمانى
42
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
ميكرد و راضى نميشد خالصجات ورامين را از او انتزاع كنند ، با آنكه ديگران قريب يكصد هزار تومان نقدا و جنسا بر متوجهات خالصجات كه اقبال الدوله جمع بسته شده بود ميافزودند دسته ديگر هواخواه اتابك مقتول بودند و از او پول ميگرفتند كه براى او كار بكنند ، يكدسته حامى فلان امير و دسته ديگر برضد فلان وزير و تمام ضديت و حمايت آنها مثل آفتاب روشن بود كه از روى عقيده نيست ، بلكه يكنوع معامله است كه قبل از وقت ثمن آن را دريافت كرده باشند ، مجملا رفتهرفته كار انجمنها بالا گرفت مخصوصا بعد از تشكيل انجمن آذربايجان و مداخله آن انجمن در تمام امور مملكتى حتى در عدليه و ماليه ، معلوم است ديگران هم به خيال تشكيل انجمن مخصوص افتادند تا اينكه وضع طهران طورى شد كه در هر كوچه چندين انجمن داير گرديد و چون هيچيك مسلك مخصوص نداشتند و خودشان هم نمىدانستند براى چه جمع ميشوند ، لهذا مداخله در تمام مطالب ميكردند ، قضاوت ميكردند ، در باب نرخ ارزاق حرف ميزدند با وزرا مكاتبه در امور راجع بوزارتخانهها ميكردند در عزل و نصب حكام و تغيير مأمورين اهتمام مينمودند به احكام ولايات رسما مخابره تلگرافى نموده دستور العملها مطابق ميل خودشان ميدادند با وكلا مكابره و منازعه در باب نطقهاى آنها داشتند كه چرا فلان روز فلان قسم نطق كرده و فلان مسئله را اظهار نكرده و و و حتى مستبدين و اشخاصيكه هميشه بر ضد مشروطيت بودند براى حفظ
--> بود در سال 1327 ق كه بختياريها باصفهان حمله كردند اقبال الدوله حاكم اصفهان بود و پس از شكست از بختياريها بقنسولخانه انگليس پناهنده شد و بعد تأمين گرفت و بتهران رفت . اقبال الدوله در سال 1342 ( 1302 ) خورشيدى درگذشت و در قم به خاك سپرده شد . م - خ