احمد مجد الاسلام كرمانى
20
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
شر اول است اگر اول صحيح و خير باشد البته آخر هم صحيح و خير خواهد بود و الا فلا ، چنان كه همه متمدنين بر سوء خاتمه و عاقبت وخيمه مجلس ملى ايران متأسفند . اما من از ابتدا شروع او متأسف بودم ، چرا كه ميديدم اساس را غلط وضع كردهاند و يقين داشتم بوضعى نامطلوب ختم خواهد شد ، توضيح آنكه انجام تمام امور عالم به ترتيب طبيعى متوقف بر سه مقدمه است كه بايد يكى بعد از ديگرى پيدا شود تا از حصول مقصود اميدوارى حاصل گردد ، اول خواستن ، دوم دانستن سوم توانستن و بعضى در اين مقام اقتصاد بر دو مقدمه كردهاند ، يعنى فقط علم و قدرت را مناط دانستهاند و خواستن را هم فرع دانستن ميدانند ، چرا كه تا علم نباشد كسى مطلوبيت مقصود را نداند اراده نميكند اما فى الجمله اشتباه كردهاند خواستن يعنى اراده و اراده غير از عزم است و عزم محتاج است بعلم تفضيلى ، اما اراده محتاج است بعلم اجمالى فقط و منافاتى با يكديگر ندارند ، شخصى كه ميخواهد خانه بسازد اول بايد خانه و مسكن بخواهد ، بعبارة اخرى فقط خود را محتاج به تحصيل مسكن بداند بعد ترتيب تحصيل و شرايط بناى خانه را كاملا بداند بعد از آن قدرت بر بناى آن داشته باشد و ممكن است انسان خانه بخواهد و هم بداند ولى نتواند ، بهرحال خواه مرجع خواستن هم دانستن باشد و دو مقدمه محسوب شوند و يا چنانچه عقيده ما است مفروز از يكديگر باشند و سه مقدمه شمرده شود يا در ترتيب آنها بحث نشود چنان كه بسيارى از محققين فلاسفه اينطور گفتهاند كه اول دانستن است بعد خواستن بعد توانستن چه اگر نداند نخواهد ، ولى ممكن است بداند و نخواهد ولى حق همان است كه ما گفتيم ، زيرا كه خواستن نفس احتياج است و دانستن توجه باحتياج و علم بلوازم رفع آن و توانستن اقدام در تهيه لوازم و شروع بعمليات و هريك از اين قول صحيح